<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>آونگ خاطره های ما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.aavang.ir/weblog/atom.xml" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1</id>
   <updated>2010-03-07T20:33:20Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>گفت و گو با دکتر جاوید آل‌داوود، دکتر شاهین سپنتا و دکتر هومن ملوک‌پور؛ پیرامون ماهی قرمز سفره‌ی هفت‌سین</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/03/posts_763.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.763</id>
   
   <published>2010-03-07T18:18:49Z</published>
   <updated>2010-03-07T20:33:20Z</updated>
   
   <summary>«بودن یا نبودن ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین» چند سالی است که در چنین ایامی، بحث خریدن یا نخریدن ماهی قرمز برای سفره‌ی هفت‌سین نوروز از سوی دو گروه مطرح می‌شود. گروهی موافق داشتن ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین هستند و گروهی مخالفند. موافقین داشتن ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین می‌گویند ما باید از پدیده‌ها و نمادهای فرهنگی‌مان محافظت کنیم. و گروه مخالف این قضیه معتقدند علاوه بر این‌که این موضوع ربطی به فرهنگ ما ندارد و ماهی قرمز حدود ۸۰ سال پیش از کشور چین به ایران آمده است بل‌که ما به‌خاطر این رسم باعث مرگ سالانه میلیون‌ها ماهی قرمز می‌شویم. به همین بهانه با سه تن از دام‌پزشکان ایرانی، یک موافق و دو مخالف در باره‌ی این مقوله گفت‌وگو کرده‌ام....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/03/post_110.html"><strong>«بودن یا نبودن ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین»
</strong></a>

چند سالی است که در چنین ایامی، بحث خریدن یا نخریدن ماهی قرمز برای سفره‌ی هفت‌سین نوروز از سوی دو گروه مطرح می‌شود.

گروهی موافق داشتن ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین هستند و گروهی مخالفند.

موافقین داشتن ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین می‌گویند ما باید از پدیده‌ها و نمادهای فرهنگی‌مان محافظت کنیم. و گروه مخالف این قضیه معتقدند علاوه بر این‌که این موضوع ربطی به فرهنگ ما ندارد و ماهی قرمز حدود ۸۰ سال پیش از کشور چین به ایران آمده است بل‌که ما به‌خاطر این رسم باعث مرگ سالانه میلیون‌ها ماهی قرمز می‌شویم.

به همین بهانه با سه تن از دام‌پزشکان ایرانی، یک موافق و دو مخالف در باره‌ی این مقوله گفت‌وگو کرده‌ام.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/mahighermezsaberi004.jpg" width=300 />

]]>
      <![CDATA[دکتر شاهین سپنتا دام‌پزشک و پژوهش‌گر جشن‌های ایرانی به عنوان موافق این موضوع و دکتر جاوید آل‌داوود دام‌پزشک و رییس «انجمن حمایت از حیوانات» و هم‌چنین دکتر هومن ملوک‌پور دام‌پزشک به عنوان مخالفین این مقوله در این برنامه صحبت می‌کنند.

<strong>
این برنامه‌را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100306_Minoo_Saberi_Mahi_Ghermez_88.mp3">این‌جا</a> بشنوید؛<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/03/post_110.html"> این‌جا</a> بخوانید</strong>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>«از چراندن گوسفند و سر جالیز تا جشنواره‌ها»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/03/posts_762.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.762</id>
   
   <published>2010-03-04T19:44:27Z</published>
   <updated>2010-03-04T19:54:33Z</updated>
   
   <summary>انواع نی ترکمن؛ گفت‌وگو با نی‌نوازان ترکمن معمولا صحبت از «نی» که می‌شود در ذهن شنونده «نی هفت‌بند» را تداعی می‌کند. اما ترکمن‌ها علاوه بر نی هفت‌بند، نی‌های دیگری نیز دارند. در سومین برنامه از سری برنامه‌های «موسیقی نواحی» به معرفی «نی زبان‌دار کوچک» پرداخته بودیم. در این برنامه به معرفی انواع «نی» ترکمن می‌پردازیم؛ هم‌چنین گفت‌وگویی با دو استاد نی‌نواز ترکمن این برنامه‌را این‌جا بشنوید؛ این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>انواع نی ترکمن؛ گفت‌وگو با نی‌نوازان ترکمن</strong>

معمولا صحبت از «نی» که می‌شود در ذهن شنونده «نی هفت‌بند» را تداعی می‌کند. اما ترکمن‌ها علاوه بر نی هفت‌بند، نی‌های دیگری نیز دارند. در سومین برنامه از سری برنامه‌های «موسیقی نواحی» به<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_98.html"> معرفی «نی زبان‌دار کوچک»</a> پرداخته بودیم.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/3minosaberi.jpg" width=300 />

در این برنامه به معرفی انواع «نی» ترکمن می‌پردازیم؛ هم‌چنین گفت‌وگویی با دو استاد نی‌نواز ترکمن 

<strong>این برنامه‌را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100304_Minoo_Saberi_Torkman_8_Ney.mp3">این‌جا</a> بشنوید؛<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/03/post_109.html"> این‌جا</a> بخوانید</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گفت‌وگو با فروغ امامی، موسس دومین پناه‌گاه حیوانات بی‌پناه در ایران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_761.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.761</id>
   
   <published>2010-02-27T18:55:59Z</published>
   <updated>2010-02-27T19:31:22Z</updated>
   
   <summary>«ما خواهان قانون حمایت از حیوانات هستیم» دومین پناه‌گاه حیوانات بی‌پناه و آسیب‌دیده در ایران تاسیس شد. این پناه‌گاه که «کانون وفا» نام دارد به همت بانوی نیکوکار خانم «فروغ امامی» در حومه‌ی شهر مشهد تاسیس شده است. کانون وفا در ۳۶کیلومتری شهر مشهد، در روستایی نزدیک به آرام‌گاه فردوسی پذیرای حیواناتی است که یا جان‌شان در معرض خطر است و یا به نوعی آسیب دیده‌اند. مساحت این کانون ۱۰۰۰ متر مربع است که فعلآ ۱۸ لانه در آن ساخته شده است. زمین این پناه‌گاه را خانم و آقای «عرفانی» به صورت موقت در اختیار خانم امامی قرار داده‌اند. اولین کانون وفا حدود ۶سال پیش توسط بانوی نیکوکار خانم «فاطمه معتمدی» در حومه‌ی شهر هشت‌گرد تاسیس شد که مدیریت آن را خانم «لیدا اثنی‌عشری» بر عهده دارد. سال گذشته گزارشی از عمل‌کرد کانون دوست‌داران حیوانات وفا در همین سایت منتشر شد. به بهانه‌ی تاسیس دومین پناه‌گاه حیوانات، با خانم فروغ امامی گفت‌وگوی تلفنی داشتم: این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>«ما خواهان قانون حمایت از حیوانات هستیم»</strong>

دومین پناه‌گاه حیوانات بی‌پناه و آسیب‌دیده در ایران تاسیس شد. این پناه‌گاه که «کانون وفا» نام دارد به همت بانوی نیکوکار خانم «فروغ امامی» در حومه‌ی شهر مشهد تاسیس شده است.

کانون وفا در ۳۶کیلومتری شهر مشهد، در روستایی نزدیک به آرام‌گاه فردوسی پذیرای حیواناتی است که یا جان‌شان در معرض خطر است و یا به نوعی آسیب دیده‌اند. مساحت این کانون ۱۰۰۰ متر مربع است که فعلآ ۱۸ لانه در آن ساخته شده است. زمین این پناه‌گاه را خانم و آقای «عرفانی» به صورت موقت در اختیار خانم امامی قرار داده‌اند.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/forough-imami-vafa004.jpg" width=300 />

اولین <a href="http://www.cal.ir/">کانون وفا</a> حدود ۶سال پیش توسط بانوی نیکوکار خانم «فاطمه معتمدی» در حومه‌ی شهر هشت‌گرد تاسیس شد که مدیریت آن را خانم «لیدا اثنی‌عشری» بر عهده دارد. سال گذشته <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2008/07/post_24.html">گزارشی از عمل‌کرد کانون دوست‌داران حیوانات وفا</a> در همین سایت منتشر شد.

به بهانه‌ی تاسیس دومین پناه‌گاه حیوانات، با خانم فروغ امامی گفت‌وگوی تلفنی داشتم:

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100227_Minoo_Saberi_Foroogh_Emami.mp3">این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_108.html">این‌جا</a> بخوانید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سولماز؛ اولین زن سرپرست گروه موسیقی ترکمن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_760.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.760</id>
   
   <published>2010-02-25T20:30:36Z</published>
   <updated>2010-02-25T20:42:21Z</updated>
   
   <summary>گفت‌وگو با سولماز تِکه؛ نوازنده و خواننده‌ی ترکمن اگر چند سال اخیر را در نظر نگیریم می‌توان گفت زنان ترکمن، در موسیقی ترکمن نقش آن‌چنانی‌ای نداشته‌اند؛ چه از لحاظ خوانندگی و چه از لحاظ نوازندگی. شاید بتوان گفت دلایل اصلی دور ماندن زن ترکمن از موسیقی؛ یکی پیدایش دین اسلام و یکی هم جامعه‌ی به‌شدت مرد سالاری قوم ترکمن بوده است....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>گفت‌وگو با سولماز تِکه؛ نوازنده و خواننده‌ی ترکمن</strong>

اگر چند سال اخیر را در نظر نگیریم می‌توان گفت زنان ترکمن، در موسیقی ترکمن نقش آن‌چنانی‌ای نداشته‌اند؛ چه از لحاظ خوانندگی و چه از لحاظ نوازندگی.

شاید بتوان گفت دلایل اصلی دور ماندن زن ترکمن از موسیقی؛ یکی پیدایش دین اسلام و یکی هم جامعه‌ی به‌شدت مرد سالاری قوم ترکمن بوده است.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/Sulmaz&Sulgoon&Jeren&Aysuna.JPG" width=300 />

]]>
      <![CDATA[«مجید تکه» بخشی ترکمن؛ معتقد است پیش از ظهور دین اسلام زنان در عرصه موسیقی فعال بوده‌اند و با توجه به منعیاتی که دین اسلام برای زن‌ها دارد؛ زن‌ها کم‌کم از موسیقی کناره گرفتند و به همان موسیقی بدون کلام مانند لآله‌خوانی، لالایی‌ها، شیون در مراسم عزا به حالت ریتمیک - که حتی گریه‌ها‌ی‌شان هم از ریتم خاصی پیروی می‌کند- اکتفا کردند.

البته «زنبورک» سازی است که فقط مختص زنان ترکمن است که طی گذشت قرن‌ها زنبورک از آنان ترکمن جدا نشده و اکثرآ با نواختن آن آشنایی دارند؛ که ما قبلآ در برنامه‌ای به آن پرداخته‌ایم.

در سال‌های اخیر چه از نظر شرایط اجتماعی و چه از نظر خانوادگی و تعصبات قومی امکاناتی‌فراهم شده که زنان ترکمن از خود درخشش خاصی چه در جشنواره‌ها و چه در اجرای کنسرت نشان داده‌اند.

در همین راستا زنان ترکمن هم در دو، سه دهه‌ی اخیر به نوازندگی دوتار رو آورده‌اند و همچنین به صورت گروهی آواز می‌خوانند.

«سولماز تکه» ساکن شهرستان گنبد کاووس، متولد سال ۱۳۶۸ از جمله زنانی است که در سال‌های اخیر در جشن‌واره‌ها خوش درخشیده است. سولماز تکه هم دوتار می‌نوازد و هم به همراه اعضا گروه «دولت محمد آزادی» آواز می‌خواند.

اخیرا سولماز در جشن‌واره‌ای سرپرستی یک گروه موسیقی را بر عهده گرفت که این اتفاق برای اولین بار است که برای زن ترکمن ایرانی می‌افتد.

از سولماز تکه خواستم در باره‌ی این جشن‌واره و هم‌چنین درباره‌ی نقش زنان امروز ترکمن در موسیقی ترکمن صحبت کند:
<strong>
این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100225_Minoo_Saberi_Torkman_7_dotar.mp3">این‌جا</a> بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_107.html"> این‌جا</a> بخوانید</strong>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>با حامیان محیط زیست امنیتی برخورد نکنید</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_759.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.759</id>
   
   <published>2010-02-23T14:24:08Z</published>
   <updated>2010-02-23T14:31:18Z</updated>
   
   <summary>گفت‌وگو با مهندس محمد درویش؛ پیرامون تجمع در استان گلستان به منظور اعتراض به احداث جاده در پارک ملی گلستان پنج‌شنبه گذشته جمعی از فعالان و حامیان محیط زیست از تهران عازم استان گلستان شدند تا با تجمع مقابل استانداری استان گلستان، اعتراض‌شان را نسبت به جاده‌ای که قرار است در قلب پارک ملی گلستان احداث شود نشان دهند؛ اما در ابتدا با برخورد تند مسئولین روبرو شدند. با مهندس محمد درویش؛ عضو هیئت علمی موسسه‌ی تحقیقات و مراتع کشور که در این تجمع حضور داشته گفت‌وگو کردم تا به عنوان شاهد عینی این ماجرا و اتفاقات روز پنج‌شنبه را برای ما بازگو کند. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>گفت‌وگو با مهندس محمد درویش؛ پیرامون تجمع در استان گلستان به منظور اعتراض به احداث جاده در پارک ملی گلستان</strong>

پنج‌شنبه گذشته جمعی از فعالان و حامیان محیط زیست از تهران عازم استان گلستان شدند تا با تجمع مقابل استانداری استان گلستان، اعتراض‌شان را نسبت به جاده‌ای که قرار است در قلب پارک ملی گلستان احداث شود نشان دهند؛ اما در ابتدا با برخورد تند مسئولین روبرو شدند.

با مهندس محمد درویش؛ عضو هیئت علمی موسسه‌ی تحقیقات و مراتع کشور که در این تجمع حضور داشته گفت‌وگو کردم تا به عنوان شاهد عینی این ماجرا و اتفاقات روز پنج‌شنبه را برای ما بازگو کند.

این برنامه را<a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100222_Minoo_Saberi_Golestan.mp3"> این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_106.html">این‌جا</a> بخوانید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>«سرنوشت تلخ مارهای  موسسه رازی»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_758.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.758</id>
   
   <published>2010-02-21T07:57:07Z</published>
   <updated>2010-02-21T08:04:00Z</updated>
   
   <summary>گفت‌وگو با «بابایی» مدیر روابط عمومی موسسه‌ی رازی، و «خسرو رجبی‌زاده» متخصص خزندگان؛ پیرامون سوزاندن مارها چند روز قبل مطلبی خواندم به نقل از آقای «خسرو رجبی‌زاده» مبنی بر این‌که «موسسه‌ی سرم‌سازی رازی» مارهایی را که توسط مارگیران از مناطق مختلف صید و به موسسه تحویل داده می‌شود را بعد از سَم‌گیری؛ زنده درون کوره انداخته و می‌سوزانند. پاسخ‌ سؤالاتم از آقای «بابایی» مدیر روابط عمومی کوتاه بود و ضد و نقیض. سپس با خسرو رجب‌زاده متخصص خزندگان، در این‌باره گفت‌وگویی داشتم. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>گفت‌وگو با «بابایی» مدیر روابط عمومی موسسه‌ی رازی، و «خسرو رجبی‌زاده» متخصص خزندگان؛ پیرامون سوزاندن مارها</strong>

چند روز قبل مطلبی خواندم به نقل از آقای «خسرو رجبی‌زاده» مبنی بر این‌که «موسسه‌ی سرم‌سازی رازی» مارهایی را که توسط مارگیران از مناطق مختلف صید و به موسسه تحویل داده می‌شود را بعد از سَم‌گیری؛ زنده درون کوره انداخته و می‌سوزانند. پاسخ‌ سؤالاتم از آقای «بابایی» مدیر روابط عمومی کوتاه بود و ضد و نقیض. سپس با خسرو رجب‌زاده متخصص خزندگان، در این‌باره گفت‌وگویی داشتم.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/snake-8b.jpg" width=300 />

<strong>این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100220_Minoo_Saberi_Rajabizadeh.mp3">این‌جا</a> بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_105.html"> این‌جا</a> بخوانید</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تولدم مبارک شد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_757.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.757</id>
   
   <published>2010-02-20T19:23:56Z</published>
   <updated>2010-02-20T19:57:21Z</updated>
   
   <summary> در این چند سالی که وبلاگ می‌نویسم فقط یک سال بود که تولدم را در وبلاگم اعلام کردم و همان موقع هم گفتم دارم به مرز نیم قرن تجربه نزدیک می‌شوم. امسال هم تصمیم نداشتم چیزی در باره‌ی تولدم در وبلاگ بنویسم؛ اما این هدیه را که می‌بینید دخترم از راه دور برام فرستاد: خب آدم دوست دارد حسی که از دیدن این ایمیل به آدم دست می‌ده را جار بزنه! ممنونم از تنها امید زندگی‌ام صدف؛ از خواهر خیلی عزیزم افسانه و از تمام دوستانی که این دو، سه روز برایم در فیس‌بوک پیام تبریک فرستادند. چقدر خوب است که شما را دارم! خدا را شکر می‌کنم. اول اسفند 1339به‌دنیا آمدم. کم کم به نیم قرن تجربه نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوم...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[ در این چند سالی که وبلاگ می‌نویسم فقط یک سال بود که تولدم را در وبلاگم اعلام کردم و همان موقع هم گفتم دارم به مرز نیم قرن تجربه نزدیک می‌شوم. امسال هم تصمیم نداشتم چیزی در باره‌ی تولدم در وبلاگ بنویسم؛ 
اما این هدیه را که می‌بینید دخترم از راه دور برام فرستاد:


<img src="http://www.aavang.ir/Pic/MinooS.JPG" width=300 />
 
خب آدم دوست دارد حسی که از دیدن این ایمیل به آدم دست می‌ده را جار بزنه!
ممنونم از تنها امید زندگی‌ام صدف؛ از خواهر خیلی عزیزم افسانه و از تمام دوستانی که این دو، سه روز برایم در فیس‌بوک پیام تبریک فرستادند. چقدر خوب است که شما را دارم! خدا را شکر می‌کنم.

اول اسفند 1339به‌دنیا آمدم. کم کم به نیم قرن تجربه نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوم]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گفت‌وگو با ایل محمد قورچایی؛ نظرلی خوجملی و مجید تکه درباره موسیقی درمانی ترکمن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_756.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.756</id>
   
   <published>2010-02-19T19:56:37Z</published>
   <updated>2010-02-19T20:10:51Z</updated>
   
   <summary>ترکمن‌ها به موسیقی‌درمانی اعتقاد دارند در قرن هیجدهم یکی از استادان برجسته‌ی ترکمن به نام «کِل‌بخشی» زمانی که جوان بوده دوست پدرش از او درخواست می‌کند بر سر بالین دختر بیمارش برود تا برای بهبودی حال دختر بالای سر او دوتار بنوازد و بخواند. وقتی کل‌بخشی به خانه‌ی دوست پدرش می‌رود با دختر جوان و زیبایی روبرو می‌شود. زمانی‌که نگاه کل‌بخشی به گونه‌های سرخ دختر جوان می‌افتد همان موقع آهنگی را خلق می‌کند که بعدها اسم‌اش را «قرمزی» می‌گذارد. قرمزی، یکی از مقام‌های موسیقی ترکمن است. موسیقی‌درمانی در میان قوم ترکمن از دیرباز مورد توجه این قوم بوده است. برنامه موسیقی درمانی را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>ترکمن‌ها به موسیقی‌درمانی اعتقاد دارند</strong>

در قرن هیجدهم یکی از استادان برجسته‌ی ترکمن به نام «کِل‌بخشی» زمانی که جوان بوده دوست پدرش از او درخواست می‌کند بر سر بالین دختر بیمارش برود تا برای بهبودی حال دختر بالای سر او دوتار بنوازد و بخواند.
وقتی کل‌بخشی به خانه‌ی دوست پدرش می‌رود با دختر جوان و زیبایی روبرو می‌شود. زمانی‌که نگاه کل‌بخشی به گونه‌های سرخ دختر جوان می‌افتد همان موقع آهنگی را خلق می‌کند که بعدها اسم‌اش را «قرمزی» می‌گذارد. قرمزی، یکی از مقام‌های موسیقی ترکمن است.

موسیقی‌درمانی در میان قوم ترکمن از دیرباز مورد توجه این قوم بوده است.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/sorkhak-torkman02.jpg" width=300 />
<strong>
برنامه موسیقی درمانی را  <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100218_Minoo_Saberi_Torkman_6.mp3">این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_104.html">این‌جا</a> بخوانید</strong> ]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_755.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.755</id>
   
   <published>2010-02-17T10:53:12Z</published>
   <updated>2010-02-17T10:59:05Z</updated>
   
   <summary>این گربه‌های ملوس بیش از دوازده میلیون بار بازدید کننده داشتند...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong><a href="http://www.youtube.com/watch?v=JZAHl5_LTGQ">این گربه‌های ملوس بیش از دوازده میلیون بار بازدید کننده داشتند</a></strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_754.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.754</id>
   
   <published>2010-02-17T10:36:48Z</published>
   <updated>2010-02-17T10:41:42Z</updated>
   
   <summary>به داد مردم حموله و گطیش و دغاغله برسید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<a href="http://biaban.darvish.info/archives/4001"><strong>به داد مردم حموله و گطیش و دغاغله برسید</strong></a>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>امسال چهارشنبه‌سوری فاجعه‌بار خواهد بود</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_753.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.753</id>
   
   <published>2010-02-16T11:12:46Z</published>
   <updated>2010-02-17T10:27:38Z</updated>
   
   <summary>من نمی‌دانم این طرح مبارزه در شب چهارشنبه‌سوری از کدام اطاق فکر بیرون آمده و حاصل تشعشعات فکری کدام‌یک از کنار گودنشین‌هاست! اما این‌را می‌دانم که تجمع و اعتراض در چنین مناسبتی جز فاجعه چیز دیگری در بر ندارد. سال‌هاست که سنت زیبای چهارشنبه‌سوری تبدیل شده به میدان جنگ؛ نه تنها در این سال‌ها مراسم چهارشنبه‌سوری جشن به حساب نمی‌آید که عزا و ماتم خانواده‌های زیادی را به همراه داشته است. بسیاری از جوانان و نوجوانان در چنین روزی مواد منفجره‌هایی در اختیار دارند که در سال‌های گذشته حادثه‌ساز بوده و امسال فاجعه‌ساز خواهد بود. متعجب‌ام چرا ریش سفیدهای جنبش سکوت کرده‌اند و اطلاعیه‌ای نمی‌دهند که اعتراضات در روز موعود را لغو کنند! پ.ن بعد از 24 ساعت من بخش نظرات را غیر فعال کردم چون رودررویی نابرابر را دوست ندارم و اجازه نمی‌دهم هر کسی پشت یک نام مخفی شود و هر آن‌چه خواست بگوید. اما ایمیل هایی که از دیروز تا حالا گرفتم را یک به یک پاسخ دادم. لازم می‌بینم یکی از پاسخ‌‌هایم را اینجا منتشر کنم. ... عزیز از لطف و انصاف و توجه‌ات ممنونم من در کجای این مطلب نوشته‌ام که مراسم جشن چهارشنبه‌سوری نباید برگزار شود؟...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[من نمی‌دانم این طرح مبارزه در شب چهارشنبه‌سوری از کدام اطاق فکر بیرون آمده و حاصل تشعشعات فکری کدام‌یک از کنار گودنشین‌هاست! اما این‌را می‌دانم که تجمع و اعتراض در چنین مناسبتی جز فاجعه چیز دیگری در بر ندارد.
سال‌هاست که سنت زیبای چهارشنبه‌سوری تبدیل شده به میدان جنگ؛ نه تنها در این سال‌ها مراسم چهارشنبه‌سوری جشن به حساب نمی‌آید که عزا و ماتم خانواده‌های زیادی را به همراه داشته است.
بسیاری از جوانان و نوجوانان در چنین روزی مواد منفجره‌هایی در اختیار دارند که در سال‌های گذشته حادثه‌ساز بوده و امسال فاجعه‌ساز خواهد بود.
متعجب‌ام چرا ریش سفیدهای جنبش سکوت کرده‌اند و اطلاعیه‌ای نمی‌دهند که اعتراضات در روز موعود را لغو کنند! 

<strong>پ.ن بعد از 24 ساعت
من بخش نظرات را غیر فعال کردم چون  رودررویی نابرابر را دوست ندارم و اجازه نمی‌دهم هر کسی پشت یک نام مخفی شود و هر آن‌چه خواست بگوید. اما ایمیل هایی که از دیروز تا حالا گرفتم را یک به یک پاسخ دادم. لازم می‌بینم یکی از پاسخ‌‌هایم را اینجا منتشر کنم.</strong>

... عزیز 
از لطف و انصاف و توجه‌ات ممنونم

من در کجای این مطلب نوشته‌ام که مراسم جشن چهارشنبه‌سوری نباید برگزار شود؟
]]>
      حرف من این است که مراسم جشن‌ها جای خود؛ تجمعات و اعتراضات جای خود. شما چه تضمینی می‌دهید که در جشن چهارشنبه‌سوری امسال؛ فقط مراسم قاشق‌زنی و از روی آتش پریدن و خوردن آجیل چهارشنبه‌سوری و جشن و سرور برگزار می‌شود؟ چه تضمینی می‌دهید جوانانی که همه‌جوره عرصه‌ به آن‌ها تنگ شده در چنین مراسمی فقط به شادی کردن بپردازند؟ از کجا مطمئن هستید که نیروی مقابل جشن چهارشنبه‌سوری را به خشونت نمی‌کشاند؟ 
من با خشونتی که در روز عاشورا از هر دو طرف دیدم به چهارشنبه‌سوری که فکر می‌کنم تن‌ام می‌لرزد.
در هر حال من نظرم را گفتم و امیدوارم حدس و گمان من غلط از آب در بیاید و مراسم آن‌گونه که شایسته‌ی هر ایرانی است برگزار شود.
باز هم از حسن توجه شما تشکر می‌کنم.
مینو صابری 
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> یا نابودی سی‌وسه‌پل، یا توقف مترو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_752.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.752</id>
   
   <published>2010-02-13T20:21:55Z</published>
   <updated>2010-02-15T19:21:47Z</updated>
   
   <summary>گفت‌وگو با مهندس مجتبی کنعانی، عضو ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان چند سالی است که پروژه‌ی مترو اصفهان از سوی علاقه‌مندان به میراث فرهنگی حرکتی در جهت تخریب آثار تاریخی عنوان شده است. این گروه معتقدند که ادامه‌ی ساخت مترو صدمات جبران‌ناپذیری را به برخی از نقاط تاریخی اصفهان وارد می‌کندٰ، از جمله سی‌وسه‌پل. این روزها قرار است تصمیماتی قطعی در مورد پروژه مترو اصفهان گرفته شود. با مهندس «مجتبی کنعانی» عضو ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان گفت‌وگو کرده‌ام: این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>گفت‌وگو با مهندس مجتبی کنعانی، عضو ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان</strong>

چند سالی است که پروژه‌ی مترو اصفهان از سوی علاقه‌مندان به میراث فرهنگی حرکتی در جهت تخریب آثار تاریخی عنوان شده است.

این گروه معتقدند که ادامه‌ی ساخت مترو صدمات جبران‌ناپذیری را به برخی از نقاط تاریخی اصفهان وارد می‌کندٰ، از جمله سی‌وسه‌پل.

این روزها قرار است تصمیماتی قطعی در مورد پروژه مترو اصفهان گرفته شود.

با مهندس «مجتبی کنعانی» عضو ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان گفت‌وگو کرده‌ام:

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/14314.jpg" width=300 />

<strong>این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100213_Minoo_Saberi_Metro_Kanani.mp3">این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_103.html">این‌جا</a> بخوانید</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>لآله؛ ناله‌ی دل‌خراش دختر ترکمن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_751.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.751</id>
   
   <published>2010-02-12T18:27:31Z</published>
   <updated>2010-02-15T19:22:38Z</updated>
   
   <summary>اگر موسیقی ترکمن را به دو دسته‌ی «با آلات موسیقی» و «بدون آلات موسیقی» تقسیم کنیم، در بخش موسیقی بدون آلات موسیقی، زنان ترکمن ترانه‌هایی دارند که سینه‌به‌سینه گشته و هنوز هم گاه به صورت گروهی و گاه تک‌خوانی اجرا می‌شود. از آن جمله می‌توان به «لالایی»ها و «لآله‌خوانی» اشاره کرد که ما در این برنامه با لآله‌خوانی آشنا می‌شویم. عایشه (امانبخت) سعادتی؛ لآله‌خوان این برنامه لآله، ناله‌ی دل‌خراشی است که از گلوی دختران به‌غربت‌رفته‌ی ترکمن بلند می‌شده است. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[اگر موسیقی ترکمن را به دو دسته‌ی «با آلات موسیقی» و «بدون آلات موسیقی» تقسیم کنیم، در بخش موسیقی بدون آلات موسیقی، زنان ترکمن ترانه‌هایی دارند که سینه‌به‌سینه گشته و هنوز هم گاه به صورت گروهی و گاه تک‌خوانی اجرا می‌شود. از آن جمله می‌توان به «لالایی»ها و «لآله‌خوانی» اشاره کرد که ما در این برنامه با لآله‌خوانی آشنا می‌شویم.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/laalehkhaani-saaberi02.jpg" width=300 />
<strong>عایشه (امانبخت) سعادتی؛ لآله‌خوان این برنامه</strong>

لآله، ناله‌ی دل‌خراشی است که از گلوی دختران به‌غربت‌رفته‌ی ترکمن بلند می‌شده است.

<strong>این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100211_Minoo_Saberi_Torkman5_Lala.mp3">این‌جا </a>بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_102.html"> این‌جا</a> بخوانید</strong>
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_750.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.750</id>
   
   <published>2010-02-09T08:58:23Z</published>
   <updated>2010-02-09T09:04:26Z</updated>
   
   <summary>پرتره‌ای از شهلا باورصاد؛ در روزنامه‌ی شهر: به‌خاطر کانت به آلمان آمد...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<a href="http://titusbogen.wordpress.com/2010/02/08/%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86/"><strong>پرتره‌ای از شهلا باورصاد؛ در روزنامه‌ی شهر: به‌خاطر کانت به آلمان آمد</strong></a>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_749.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.749</id>
   
   <published>2010-02-07T23:33:41Z</published>
   <updated>2010-02-07T23:36:17Z</updated>
   
   <summary>احمقانه ترين سوالات از مايکروسافت!...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong><a href="http://www.kalkade.com/vb/showpost.php?p=530590&postcount=1770">احمقانه ترين سوالات از مايکروسافت! </a></strong>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
