<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>آونگ خاطره های ما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.aavang.ir/weblog/atom.xml" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1</id>
   <updated>2010-02-07T23:36:17Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_749.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.749</id>
   
   <published>2010-02-07T23:33:41Z</published>
   <updated>2010-02-07T23:36:17Z</updated>
   
   <summary>احمقانه ترين سوالات از مايکروسافت!...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="links" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong><a href="http://www.kalkade.com/vb/showpost.php?p=530590&postcount=1770">احمقانه ترين سوالات از مايکروسافت! </a></strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>فرح شریعت: با تمام قدرت به بیماران ساکن ایران کمک خواهم کرد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_748.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.748</id>
   
   <published>2010-02-07T20:57:27Z</published>
   <updated>2010-02-07T21:16:44Z</updated>
   
   <summary>گفت‌و‌گو با فرح شریعت، موسس بنیاد «ای‌ال‌اس» در هلند فرح شریعت، شیرزن ایرانی که بیش از ۲۵ سال است ساکن هلند است؛ به‌تازه‌گی بنیادی تاسیس کرده است که هدف از تاسیس این بنیاد کمک به هم‌وطنان‌اش در ایران است، هم‌وطنانی که مبتلا به بیماری «ای‌ال‌اس» هستند. فرح شریعت و دختران‌اش با وجود مشکلات زیادی که به‌دلیل مبتلاشدن همسرش به بیماری ای‌ال‌اس دارند به این فکر افتاده‌اند تا بیماران ساکن ایران را از نظر تجهیزات و داروهایی که برای این نوع بیماری نیاز است تامین کنند. با خانم فرح شریعت گفت‌وگوی تلفنی پیرامون این بنیاد و چگونگی فعالیت آن داشتم و ابتدا از ایشان خواستم درباره‌ی بیماری ای‌ال‌اس اطلاعاتی به ما بدهند. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>گفت‌و‌گو با فرح شریعت، موسس بنیاد «ای‌ال‌اس» در هلند</strong>

<a href="http://www.alsiran.com/">فرح شریعت</a>، شیرزن ایرانی که بیش از ۲۵ سال است ساکن هلند است؛ به‌تازه‌گی بنیادی تاسیس کرده است که هدف از تاسیس این بنیاد کمک به هم‌وطنان‌اش در ایران است، هم‌وطنانی که مبتلا به بیماری «ای‌ال‌اس» هستند.
فرح شریعت و دختران‌اش با وجود مشکلات زیادی که به‌دلیل مبتلاشدن همسرش به بیماری ای‌ال‌اس دارند به این فکر افتاده‌اند تا بیماران ساکن ایران را از نظر تجهیزات و داروهایی که برای این نوع بیماری نیاز است تامین کنند.

با خانم فرح شریعت گفت‌وگوی تلفنی پیرامون این بنیاد و چگونگی فعالیت آن داشتم و ابتدا از ایشان خواستم درباره‌ی بیماری ای‌ال‌اس اطلاعاتی به ما بدهند.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/01farahshariat.JPG" width=300 />
<strong>
این برنامه را<a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100206_Minoo_Saberi_Farah_Shariat.mp3"> این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_101.html">این‌جا</a> بخوانید</strong>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نسرین بهجتی:  من یک زنم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_747.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.747</id>
   
   <published>2010-02-07T15:52:40Z</published>
   <updated>2010-02-07T16:05:21Z</updated>
   
   <summary>من یک زنم .. مثل خواهرم مثل همسایه‌ام... مثل تو گاه مثل یک عروسکم دست خودش گیسوانم را رها می‌کند چشمانم را سرمه می‌کشد لپم را گلی می‌کند گاه سوزن و نخم برای وصله جوراب دخترم گاه کف صابونم برای پیراهن پسرم من همان هزار دستانم که هزار دست کم دارم! گاه بس که خسته‌ام تی تن مرا می‌کشد ادامه را در وبلاگ نسرین بهجتی بخوانید. از نسرین کتاب شعر چندتایی چاپ شده اما مانند هر وبلاگ‌نویس تازه کار منتظر کامنت‌های شماست...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[من یک زنم .. مثل خواهرم
مثل همسایه‌ام... مثل تو
گاه مثل یک عروسکم دست خودش
گیسوانم را رها می‌کند
چشمانم را سرمه می‌کشد
لپم را گلی می‌کند
گاه سوزن و نخم برای وصله جوراب دخترم
گاه کف صابونم برای پیراهن پسرم
من همان هزار دستانم
که هزار دست کم دارم!
گاه بس که خسته‌ام تی تن مرا می‌کشد
<a href="http://nasrinbehjati.blogfa.com/post-86.aspx">ادامه را در وبلاگ نسرین بهجتی بخوانید.</a> از نسرین کتاب شعر چندتایی چاپ شده اما مانند هر<a href="http://nasrinbehjati.blogfa.com/"> وبلاگ‌نویس تازه کار</a> منتظر کامنت‌های شماست]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>زنبورک؛ گفت وگو با سولماز تِکه؛ زنبورک نواز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_746.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.746</id>
   
   <published>2010-02-06T20:15:05Z</published>
   <updated>2010-02-06T20:22:55Z</updated>
   
   <summary>«دختران ترکمن بوسیله‌ی زنبورک با هم حرف می‌زدند» یکی از سازهای اصلی ترکمن‌ها «زنبورک» است که به آن «قوپوز» می‌گویند. زنبورک، یک ساز قدیمی است که در گذشته‌های دور از چوب و یا حتی گاهی از نی ساخته می‌شده. صدای زنبورک چوبی؛ از نوع فلزی آن کمتر و نواختن آن هم مشکل‌تر است. شاید این‌ها باعث شده که زنبورک چوبی کم‌کم جای خودش را به زنبورک فلزی بدهد. زنبورک ساز ساده‌ای است که از دو قطعه فولاد تشکیل شده. یعنی بدنه‌ی زنبورک و زبانه‌ی آن. زنبورک را معمولا زنان و دختران ترکمن می‌نوازند. می‌گویند در گذشته آنقدر زنبورک برای زنان و دختران ترکمن عزیز بوده که در هر مراسم عروسی و یا اعیاد مذهبی‌ای که شرکت می‌کردند حتما زنبورک را با خودشان می‌بردند. با «سولماز تِکه» یکی از بهترین زنبورک‌نوازان ترکمن که در شهر گنبد ساکن است گفت‌و گوی کوتاهی داشتم: این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>«دختران ترکمن بوسیله‌ی زنبورک با هم حرف می‌زدند»</strong>

یکی از سازهای اصلی ترکمن‌ها «زنبورک» است که به آن «قوپوز» می‌گویند. زنبورک، یک ساز قدیمی است که در گذشته‌های دور از چوب و یا حتی گاهی از نی ساخته می‌شده. صدای زنبورک چوبی؛ از نوع فلزی آن کمتر و نواختن آن هم مشکل‌تر است. شاید این‌ها باعث شده که زنبورک چوبی کم‌کم جای خودش را به زنبورک فلزی بدهد.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/Sulgun_Sulmaz.jpg" width=300 />

زنبورک ساز ساده‌ای است که از دو قطعه فولاد تشکیل شده. یعنی بدنه‌ی زنبورک و زبانه‌ی آن.

زنبورک را معمولا زنان و دختران ترکمن می‌نوازند. می‌گویند در گذشته آنقدر زنبورک برای زنان و دختران ترکمن عزیز بوده که در هر مراسم عروسی و یا اعیاد مذهبی‌ای که شرکت می‌کردند حتما زنبورک را با خودشان می‌بردند.

با «سولماز تِکه» یکی از بهترین زنبورک‌نوازان ترکمن که در شهر گنبد ساکن است گفت‌و گوی کوتاهی داشتم:

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100204_Minoo_Saberi_Torkman4_Zanboorak.mp3">این‌جا </a>بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_100.html"> این‌جا</a> بخوانید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جشن سده؛ جشن کشف آتش؛ گفت‌وگو با دکتر محمدعلی دادخواه </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_745.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.745</id>
   
   <published>2010-02-04T23:00:20Z</published>
   <updated>2010-02-04T23:08:23Z</updated>
   
   <summary>به دلیل مشکلی که برای سایت زمانه پیش آمده بود؛ این مطلب کمی دیر منتشر شد. ایرانیان کهن همه‌ساله شام‌گاه دهم بهمن‌ماه را جشن می‌گرفتند و به آن جشن سده می‌گفتند. جشن سده یکی از جشن‌های اصلی ایرانیان است که آداب و رسوم خاص خودش را دارد. برای این‌که با این جشن بیش‌تر آشنا شویم با دکتر محمدعلی دادخواه گفت‌وگو کرده‌ام. از دکتر دادخواه کتاب‌هایی در زمینه‌ی جشن‌های ایرانیان به چاپ رسیده است. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>به دلیل مشکلی که برای سایت زمانه پیش آمده بود؛ این مطلب کمی دیر منتشر شد.</strong>

ایرانیان کهن همه‌ساله شام‌گاه دهم بهمن‌ماه را جشن می‌گرفتند و به آن جشن سده می‌گفتند. جشن سده یکی از جشن‌های اصلی ایرانیان است که آداب و رسوم خاص خودش را دارد. برای این‌که با این جشن بیش‌تر آشنا شویم با دکتر محمدعلی دادخواه گفت‌وگو کرده‌ام. از دکتر دادخواه کتاب‌هایی در زمینه‌ی جشن‌های ایرانیان به چاپ رسیده است.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/jashnesadeh03.jpg" width=300 />

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/201030_Minoo_Saberi_Jashn_Sadeh_Dadkhah.mp3">این‌جا</a> بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/02/post_99.html"> این‌جا </a>بخوانید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>شنگول و منگول </title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/02/posts_744.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.744</id>
   
   <published>2010-02-01T11:01:40Z</published>
   <updated>2010-02-01T17:25:14Z</updated>
   
   <summary>چند روز است که یکی از تفریحات‌ام این شده که بنشینم و به این عکس نگاه کنم. عکس شنگول و منگول که وقتی نگاه‌شان می‌کنی انگار قلب و روح آدم را جلا می‌دهد! وقتی عکس را نگاه می‌کنم سعی می‌کنم فکری که آزارم می‌دهد را از خودم دور کنم و به آینده‌ی این‌ موجودات بی‌گناه فکر نکنم. و یا این یکی عکس! تمام آرامشی که بچه در کنار مادر احساس می‌کند را می‌توان در این عکس دید. شنگول و منگول دوست داشتنی؛ بیچاره مادرتان با آن شکم پاره؛ دارد از شما مراقبت می‌کند. ذوق‌تان را می‌کند. ببینید چطور سایه‌اش بالای سرتان است. هر چند که؛ زمانی که آدم‌ها تصمیم بگیرند دیگر از مادر بی‌نوای‌تان کاری ساخته نیست....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[چند روز است که یکی از تفریحات‌ام این شده که بنشینم و به <a href="http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2010/01/510323_orig.jpg">این عکس </a>نگاه کنم. عکس شنگول و منگول که وقتی نگاه‌شان می‌کنی انگار قلب و روح آدم را جلا می‌دهد! 
وقتی عکس را نگاه می‌کنم سعی می‌کنم فکری که آزارم می‌دهد را از خودم دور کنم و به آینده‌ی این‌ موجودات بی‌گناه فکر نکنم.

<img src="http://i49.tinypic.com/nxv0uq.jpg" width=300 />

و یا ا<a href="http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2010/01/510325_orig.jpg">ین یکی عکس!</a> تمام آرامشی که بچه در کنار مادر احساس می‌کند را می‌توان در این عکس دید.

شنگول و منگول دوست داشتنی؛ بیچاره مادرتان با آن شکم پاره؛ دارد از شما مراقبت می‌کند. ذوق‌تان را می‌کند. ببینید چطور سایه‌اش بالای سرتان است.
هر چند که؛ زمانی که آدم‌ها تصمیم بگیرند دیگر از مادر بی‌نوای‌تان کاری ساخته نیست.
]]>
      <![CDATA[<a href="http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=1026612">شنگول و منگول نازنین؛ به دنیای ما خوش آمدید!</a> ما با تمام توان از شما پذیرایی می‌کنیم؛ خون‌تان را در شیشه می‌کنیم و هزار جور بلا سرتان می‌آوریم تا به بشریت خدمت کنیم.
 شانس هم‌نوعان‌تان از شما بیشتر است چون فقط یک چاقوی تیز گلوی‌شان را نوازش می‌کند.

شنگول  خوشگل؛ منگول زیبا؛ با افتخار تمام به شما می‌گویم که چند سالی است خوراک من و دخترم مانند خوراک شماست؛ ما نمی‌خوریم‌تان! فقط نگاه‌تان می‌کنیم! همین لذت؛ لذت کمی ا‌ست!؟

در عجب‌ام که چرا خداوند؛  شما حیوانات را در کنار ما آدم‌ها آفرید!  شاید به این دلیل که خیلی دوست‌تان داریم!
]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>«این نی مانند انسان حرف می‌زند»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_743.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.743</id>
   
   <published>2010-01-26T18:00:23Z</published>
   <updated>2010-01-26T18:17:44Z</updated>
   
   <summary>گفت‌وگو با حاج محمد ایری و مجید تِکه، در نگاهی به موسیقی مقامی ترکمن زمانی که در «وبلاگ زمانه» برنامه موسیقی مقامی ترکمن‌ها را معرفی کردم در آخر به مخاطبین عزیز گفتم: «گرچه در آغاز صحبت‌هایم از دشواری راه گفتم، اما خدا را سپاس می‌گویم که پیش از مرگ‌ام؛ شنیدن نوایی از یکی از نوازندگان ترکمنستان را نصیب‌ام کرد». آن نوای سحرانگیزی که گفته بودم صدای «نی زبان‌دار کوچک» بود. نام ترکمنی این ساز «دیللی تویدوک کیجیگ» هست. نی زبان‌دار کوچک؛ نی کوتاهی است حدود ۱۰ الی ۱۲ سانتی‌متر که جز دو سوراخی که به‌طور طبیعی در سر و ته نی هست؛ هیچ سوراخ دیگری روی آن تعبیه نشده است. اگر بخواهیم ابعاد نی زبان‌دار کوچک را به چیزی تشبیه کنیم می‌شود گفت طول و قطر آن حدودآ با یک نخ سیگار معمولی مطابقت می‌کند. در گذشته‌های دور ترکمن‌ها از این نی؛ به دلیل بُرد زیادی که صدای آن دارد؛ برای پیغام دادن استفاده می‌کردند. مثلآ توسط این نی از این روستا به آن روستا خبر می‌دادند که فلان شخص از دنیا رفت. یا فلان روز عروسی داریم....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>گفت‌وگو با حاج محمد ایری و مجید تِکه، در نگاهی به موسیقی مقامی ترکمن</strong>

زمانی که در <a href="http://zamaaneh.com/blog/2010/01/post_139.html">«وبلاگ زمانه»</a> برنامه موسیقی مقامی ترکمن‌ها را معرفی کردم در آخر به مخاطبین عزیز گفتم: «گرچه در آغاز صحبت‌هایم از دشواری راه گفتم، اما خدا را سپاس می‌گویم که پیش از مرگ‌ام؛ شنیدن نوایی از یکی از نوازندگان ترکمنستان را نصیب‌ام کرد».

آن نوای سحرانگیزی که گفته بودم صدای «نی زبان‌دار کوچک» بود. نام ترکمنی این ساز «دیللی تویدوک کیجیگ» هست.

نی زبان‌دار کوچک؛ نی کوتاهی است حدود ۱۰ الی ۱۲ سانتی‌متر که جز دو سوراخی که به‌طور طبیعی در سر و ته نی هست؛ هیچ سوراخ دیگری روی آن تعبیه نشده است.

اگر بخواهیم ابعاد نی زبان‌دار کوچک را به چیزی تشبیه کنیم می‌شود گفت طول و قطر آن حدودآ با یک نخ سیگار معمولی مطابقت می‌کند.

در گذشته‌های دور ترکمن‌ها از این نی؛ به دلیل بُرد زیادی که صدای آن دارد؛ برای پیغام دادن استفاده می‌کردند. مثلآ توسط این نی از این روستا به آن روستا خبر می‌دادند که فلان شخص از دنیا رفت. یا فلان روز عروسی داریم.]]>
      <![CDATA[سال‌هاست که کسی قادر نیست، نی زبان‌دار کوچک را به مهارت اساتید گذشته بنوازد. صدای نی زبان‌داری که در این برنامه استفاده شده؛ توسط یکی از اساتید «ترکمنستان»، زنده‌یاد «مراد بِردی» نواخته شده که این استاد سال‌هاست از دنیا رفته.

شاید تنها اثر به‌جای مانده از این نوع نی‌نوازی همین باشد؛ که استاد «مجید تِکه» بخشی ترکمن؛ در اختیار ما گذاشته است.

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/ney-zabandare-koochak.jpg" width=300 />

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2009/20100126_Minoo_Saberi_Torkman3_NeyZabandar.mp3">این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_98.html">این‌جا</a> بخوانید]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> وبلاگ‌ام را فیلتر می‌کنید؟ به جهنم! خدا طول عمری به «وی پی ان» بده</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_742.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.742</id>
   
   <published>2010-01-25T23:02:47Z</published>
   <updated>2010-01-26T17:12:08Z</updated>
   
   <summary>نزدیک به یک هفته است که وبلاگ‌ام فیلتر شده. آن‌روز وقتی خواستم وارد کنترل پنل وبلاگ‌ام شوم و با این صفحه روبرو شدم؛ ایمیلی فرستادم به همان آدرسی که در صفحه‌ی مورد نظر سایت‌ها و وبلاگ‌های فیلتر شده مشاهده می‌کنیم. برای‌شان نوشتم بیش از چهار سال است که وبلاگ می‌نویسم. در این مدت همه نوشته‌ها و مطالب‌ام از یک جنس بوده و تغییری نکرده که حالا شما وبلاگ‌ام را فیلتر کرده‌اید. پاسخ دادند: «آدرس دامنه اينترنتی شما از جانب مخابرات مسدود نگشته و دستور انسداد از: &quot; کار گروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه وابسته به دادستانی کل کشور(قوه قضائیه)&quot; دارد. در صورت تمایل به اعتراض، درخواست اعتراض خود را همراه با مشخصات کامل صاحب دامنه شامل: نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه و محل صدور، تاریخ تولد، نام پدر، کد ملی، آدرس دقيق پستی و شماره تلفن ثابت و همراه برای ما ايميل نماييد تا اعتراض شما به کارگروه ارسال گردد». قوه قضائیه رودل نمی‌کند!؟ پ.ن تمام مطالب وبلاگ‌ام در وبلاگ قدیمی‌ام که هنوز فیلتر نشده منتشر می‌شود. کلیه برنامه‌های رادیو زمانه‌ام هم در این وبلاگ منشر می‌شود. برای فیلتر نشدن این دو وبلاگ صــــــــــــــــــــلوات بلــــــــــــــــــــــــند ختم کنید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[نزدیک به یک هفته است که وبلاگ‌ام فیلتر شده. آن‌روز وقتی خواستم وارد کنترل پنل وبلاگ‌ام شوم و با این صفحه روبرو شدم؛ ایمیلی فرستادم به همان آدرسی که در صفحه‌ی مورد نظر سایت‌ها و وبلاگ‌های فیلتر شده مشاهده می‌کنیم. 

<img src="http://www.aavang.ir/Pic/fil.JPG" width=300 />

 برای‌شان نوشتم بیش از چهار سال است که وبلاگ می‌نویسم. در این مدت همه نوشته‌ها و مطالب‌ام از یک جنس بوده و تغییری نکرده که حالا شما وبلاگ‌ام را فیلتر کرده‌اید. پاسخ دادند:

«آدرس دامنه اينترنتی شما از جانب مخابرات مسدود نگشته و دستور انسداد از:
 " <strong>کار گروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه وابسته به دادستانی کل کشور(قوه قضائیه)" دارد</strong>.
در صورت تمایل به اعتراض، درخواست اعتراض خود را همراه با مشخصات کامل صاحب دامنه شامل: <strong>نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه و محل صدور، تاریخ  تولد، نام پدر، کد ملی، آدرس دقيق پستی و شماره تلفن ثابت و همراه برای ما ايميل نماييد </strong>تا اعتراض شما به کارگروه ارسال گردد». 
<strong>
 قوه قضائیه رودل نمی‌کند!؟</strong>

پ.ن
تمام مطالب وبلاگ‌ام در <a href="http://www.aavang.blogfa.com/">وبلاگ قدیمی‌ام</a> که هنوز فیلتر نشده منتشر می‌شود. کلیه برنامه‌های رادیو زمانه‌ام هم در <a href="http://minoosaberi.blogfa.com/">این وبلاگ</a> منشر می‌شود.
برای فیلتر نشدن این دو وبلاگ صــــــــــــــــــــلوات  بلــــــــــــــــــــــــند ختم کنید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>«نشان خروس سپید» برای بانوی حامی حیوانات</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_741.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.741</id>
   
   <published>2010-01-23T18:31:52Z</published>
   <updated>2010-01-23T18:38:30Z</updated>
   
   <summary>گفت‌وگو با سپهر سلیمی و ژاله فتوره‌چی امسال جایزه‌ی «نشان خروس سپید» به یک بانوی حامی حیوانات تعلق گرفت. «نشان خروس سپید» جایزه‌ای‌است که هر ساله از سوی «انجمن حمایت از حیوانات اصفهان» به کوشاترین فرد یا گروهی که در جهت حمایت از حیوانات و حفظ دخائر ژنتیکی تلاش کرده باشد اهدا می‌شود. به همین بهانه ابتدا با آقای «سپهر سلیمی» دبیر انجمن حمایت از حیوانات اصفهان گفت‌وگوی کوتاهی داشتم و سپس به سراغ برنده‌ی این جایزه؛ خانم «ژاله فتوره‌چی» رفتم و با ایشان پیرامون مساله‌ی حمایت از حیوانات صحبت کردم. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_97.html">گفت‌وگو با سپهر سلیمی و ژاله فتوره‌چی</a>

<img src="http://zamaaneh.com/pictures-new/Jaleh-Fatoorehchi.jpg" width=300 />

امسال جایزه‌ی «نشان خروس سپید» به یک بانوی حامی حیوانات تعلق گرفت. «نشان خروس سپید» جایزه‌ای‌است که هر ساله از سوی «انجمن حمایت از حیوانات اصفهان» به کوشاترین فرد یا گروهی که در جهت حمایت از حیوانات و حفظ دخائر ژنتیکی تلاش کرده باشد اهدا می‌شود.

به همین بهانه ابتدا با آقای «سپهر سلیمی» دبیر انجمن حمایت از حیوانات اصفهان گفت‌وگوی کوتاهی داشتم و سپس به سراغ برنده‌ی این جایزه؛ خانم «ژاله فتوره‌چی» رفتم و با ایشان پیرامون مساله‌ی حمایت از حیوانات صحبت کردم.

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2009/20100123_Minoo_Saberi_Jaleh_Fatoorehchi.mp3">این‌جا</a> بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_97.html"> این‌جا</a> بخوانید]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تصاویری از خنیاگران ترکمن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_740.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.740</id>
   
   <published>2010-01-20T22:59:25Z</published>
   <updated>2010-01-20T23:09:13Z</updated>
   
   <summary> سولماز تِکه؛ در حال زنبورک‌نوازی عکس‌های نوازندگان و خوانندگان ترکمن را در گالری زمانه بینید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[
<img src="http://aavang.ir/Pic/Solmaz_Tekeh_1.JPG" width=300 />

<strong>سولماز تِکه؛ در حال زنبورک‌نوازی
</strong>
عکس‌های نوازندگان و خوانندگان ترکمن را در <a href="http://zamaaneh.com/photography/2010/01/post_1196.html">گالری زمانه</a> بینید
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گفت‌وگو با مجید تِکه، بخشی ترکمن، در نگاهی به موسیقی مقامی ترکمن</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_739.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.739</id>
   
   <published>2010-01-19T19:18:36Z</published>
   <updated>2010-01-19T19:52:54Z</updated>
   
   <summary>موسیقی ترکمن تصویری است در دومین برنامه از سری برنامه‌های «موسیقی مقامی ترکمن» با استاد «مجید تِکه» یکی از شاخص‌ترین بخشی‌های ترکمن گفت و کرده‌ام. دکتر مجید تکه؛ متولد سال ۱۳۳۹، و بیش از چهل سال است که دوتار می‌نوازد. اهالی موسیقی ترکمن معتقدند مجید تکه، تحول زیادی به لحاظ فن و تکنیک نوازندگی در موسیقی ترکمن ایجاد کرده است....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>موسیقی ترکمن تصویری است</strong>

در دومین برنامه از سری برنامه‌های «موسیقی مقامی ترکمن» با استاد «مجید تِکه» یکی از شاخص‌ترین بخشی‌های ترکمن گفت و کرده‌ام.

دکتر مجید تکه؛ متولد سال ۱۳۳۹، و بیش از چهل سال است که دوتار می‌نوازد.

اهالی موسیقی ترکمن معتقدند مجید تکه، تحول زیادی به لحاظ فن و تکنیک نوازندگی در موسیقی ترکمن ایجاد کرده است.

<img src="http://www.aavang.ir/Pic/Majid-Tekeh-1.jpg" width=300 />]]>
      <![CDATA[مجید تکه در سال ۱۳۵۲ گروه موسیقی «دولت محمد آزادی» را تشکیل داد.

اولین فعالیت رسمی این گروه در سال ۱۳۶۵ در اولین «جشن‌واره‌ی موسیقی فجر» بود که در این جشن‌واره مقام نخست «گروه‌نوازی» هم‌چنین «خوانندگی» را کسب کرد.

این گروه پس از آن بارها در جشن‌واره‌های مختلف شرکت نموده و مقام‌های بسیاری کسب کرده است.

گروه موسیقی دولت محمد آزادی از ۱۷ نوازنده و خواننده تشکیل شده، که ۵ نفر از اعضای این گروه، فرزندان مجید تکه هستند.

مجید تکه در سال‌های اخیر از جمله داوران جشن‌واره‌های موسیقی نواحی و جشن‌واره موسیقی فجر هست.
دکتر مجید تکه به هم‌راه خانواده‌اش در شهرستان «گنبد کاووس» زندگی می‌کند.

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2009/18012010_Minoo_Saberi_Torkman2_Majid_Tekeh.mp3">این‌جا </a>بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_96.html"> این‌جا </a>بخوانید]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جشن بهمن‌گان و روز حمایت از حیوانات</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_738.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.738</id>
   
   <published>2010-01-16T21:00:17Z</published>
   <updated>2010-01-17T20:19:29Z</updated>
   
   <summary>جشن بهمن‌گان و روز حمایت از حیوانات سال ۱۳۷۹ دکتر «شاهین سپنتا» مدیر انجمن حمایت از حیوانات اصفهان بود و از آن‌جایی که دکتر سپنتا ایران‌شناس هستند و با مراسم و ایام خاص سال از نظر پیشنیه‌ی آن آشنایی دارند روز ۲۶ دی‌ماه که مصادف با روز جشن بهمن‌گان است را روز حمایت از حیوانات نام نهادند و حامیان حیوانات هم از این پیش‌نهاد استقبال کردند. از دکتر شاهین سپنتا خواستم در این‌باره بیش‌تر توضیح دهند و سوالاتی هم مطرح شد. بعد به سراغ مدیر روابط عمومی انجمن حمایت از حیوانات ایران آقای «عبدالرضا باقری» رفتم و با ایشان هم گفت‌وگویی پیرامون روز حمایت از حیوانات داشتم. این برنامه را این‌جا بشنوید، این‌جا بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_95.html"><strong>جشن بهمن‌گان و روز حمایت از حیوانات</strong></a>

سال ۱۳۷۹ دکتر «شاهین سپنتا» مدیر انجمن حمایت از حیوانات اصفهان بود و از آن‌جایی که دکتر سپنتا ایران‌شناس هستند و با مراسم و ایام خاص سال از نظر پیشنیه‌ی آن آشنایی دارند روز ۲۶ دی‌ماه که مصادف با روز جشن بهمن‌گان است را روز حمایت از حیوانات نام نهادند و حامیان حیوانات هم از این پیش‌نهاد استقبال کردند.

<img src="http://www.aavang.ir/Pic/610.JPG" width=300 />

از دکتر شاهین سپنتا خواستم در این‌باره بیش‌تر توضیح دهند و سوالاتی هم مطرح شد. بعد به سراغ مدیر روابط عمومی انجمن حمایت از حیوانات ایران آقای «عبدالرضا باقری» رفتم و با ایشان هم گفت‌وگویی پیرامون روز حمایت از حیوانات داشتم.

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2009/20100116_Minoo_Saberi_26_Day.mp3">این‌جا</a> بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_95.html">این‌جا </a>بخوانید
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>موسیقی مقامی ترکمن؛ گفت‌وگو با موسی جرجانی، پژوهش‌گر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_737.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.737</id>
   
   <published>2010-01-11T19:43:44Z</published>
   <updated>2010-01-11T20:03:57Z</updated>
   
   <summary>هر قوم یک «تاج» دارد؛ ترکمن دو تاج اولین برنامه از سری برنامه‌های موسیقی نواحی ایران؛ اختصاص دارد به موسیقی قوم ترکمن. مسلم است که پرداختن به همه جوانب موسیقی مقامی در برنامه‌های محدود رادیویی نمی‌گنجد؛ چون آن‌قدر دامنه‌ی این نوع موسیقی گسترده است که در باره‌ی آن کتاب‌ها نوشته شده و با این وجود حق مطلب ادا نشده. اما این‌ها دلیل نمی‌شود که به‌طور مختصر به این موضوع نپردازیم....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_94.html"><strong>هر قوم یک «تاج» دارد؛ ترکمن دو تاج</strong></a>

اولین برنامه از سری برنامه‌های موسیقی نواحی ایران؛ اختصاص دارد به موسیقی قوم ترکمن. مسلم است که پرداختن به همه جوانب موسیقی مقامی در برنامه‌های محدود رادیویی نمی‌گنجد؛ چون آن‌قدر دامنه‌ی این نوع موسیقی گسترده است که در باره‌ی آن کتاب‌ها نوشته شده و با این وجود حق مطلب ادا نشده. 
اما این‌ها دلیل نمی‌شود که به‌طور مختصر به این موضوع نپردازیم.

<img src="http://www.aavang.ir/Pic/2Tar-Torkman.JPG" width=300 />
]]>
      <![CDATA[

موسیقی مقامی ‌را شاید بشود این‌طور تعریف کرد: «هر نغمه‌ای که بیانگر گوشه‌هایی از رخدادهای زندگی مردم باشد؛ بیانگر شادی‌ها، غم‌ها، حوادث و اتفاقاتی که برشی از زندگی هر قوم است به آن موسیقی مقامی گویند. هر مقام دارای داستان و حکایتی است که توسط خنیاگران بومی سینه‌به سینه گشته و همراه با ذکر روایت آن؛ نغمه‌گری کردند».

در سفری که به استان «گلستان» داشتم؛ دیدم بهتر است با آقای «موسی جرجانی»؛ پژوهش‌گر استان گلستان گفت‌و‌گویی داشته باشم که ابتدا کمی با فرهنگ قوم ترکمن آشنا شویم.

موسی جرجانی از آن دست پژوهشگرانی است که مانند یک دائره‌المعارف زنده؛ خود منبعی است برای شناخت فرهنگ غنی ترکمن.

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2009/20100111_Minoo_saberi_Torkman1_Jorjani.mp3">این‌جا</a> بشنوید،<a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_94.html"> این‌جا</a> بخوانید

قابل توجه دوستانی که به دلیل فیلتر بودن سایت زمانه نمی‌توانند به مطالب‌ام دسترسی داشته باشند کلیه برنامه ها و گفت‌وگوها در <a href="http://minoosaberi.blogfa.com/">این وبلاگ</a> منتشر می‌شود]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گفتگو با عبدالحسین مختاباد، خواننده و مدرس موسیقی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_736.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.736</id>
   
   <published>2010-01-09T19:43:16Z</published>
   <updated>2010-01-09T19:48:53Z</updated>
   
   <summary>«چندماه است حتی زمزمه هم نمی‌کنم» سید عبدالحسین مختاباد در سال ۱۳۴۵ در یکی از روستاهای «ساری» به دنیا آمد. او از همان کودکی؛ تحت تاثیر صدای خوش پدر و مادرش به خواندن علاقه‌مند شد. پس از اتمام تحصیلات دبیرستان سال ۱۳۶۳ وارد «دانشگاه تهران» شد و به تحصیل در رشته‌ی «علوم اجتماعی» پرداخت....</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[<strong>«چندماه است حتی زمزمه هم نمی‌کنم»</strong>

سید عبدالحسین مختاباد در سال ۱۳۴۵ در یکی از روستاهای «ساری» به دنیا آمد. او از همان کودکی؛ تحت تاثیر صدای خوش پدر و مادرش به خواندن علاقه‌مند شد. پس از اتمام تحصیلات دبیرستان سال ۱۳۶۳ وارد «دانشگاه تهران» شد و به تحصیل در رشته‌ی «علوم اجتماعی» پرداخت.


<img src="http://www.aavang.ir/Pic/Mokhtabad2.JPG" width=300 />]]>
      <![CDATA[از همان زمان برای آموختن ردیف‌های موسیقی نزد استاد «کریم صالح عظیمی» به تحصیل مشغول شد. در سال ۱۳۷۸ به کانادا رفت و در دانشگاه «اوتاوا» مقطع لیسانس را در رشته‌ی موسیقی گذراند و بعد از آن در دانشگاه «گلداسمیت» لندن دکترای موسیقی را کسب کرد.

مختاباد علاوه بر خوانندگی به نواختن سازهایی چون «سنتور»، «پیانو»، و «سهتار» مهارت دارد. او اکنون در «دانشگاه تهران» و «دانشکده‌ی صدا و سیما» مدرس موسیقی است

این برنامه را <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2009/20100109_Minoo_Saberi_Mokhtabad_Site.mp3">این‌جا </a>بشنوید، <a href="http://zamaaneh.com/saberi/2010/01/post_93.html">این‌جا </a>بخوانید

قابل توجه دوستانی که به دلیل فیلتر بودن سایت زمانه نمی‌توانند به مطالب‌ام دسترسی داشته باشند کلیه برنامه ها و گفت‌وگوها در <a href="http://minoosaberi.blogfa.com/">این وبلاگ </a>منتشر می‌شود]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>موسیقی نواحی ایران در «رادیو زمانه»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.aavang.ir/weblog/2010/01/posts_735.html" />
   <id>tag:www.aavang.ir,2010:/weblog//1.735</id>
   
   <published>2010-01-06T14:47:25Z</published>
   <updated>2010-01-06T15:04:16Z</updated>
   
   <summary>چند ماه پیش وقتی به جناب «فرید حائری‌نژاد» پیشنهاد ساخت برنامه‌هایی در باره‌ی «موسیقی نواحی ایران» را دادم و با استقبال گرم ایشان روبرو شدم؛ با علم به این‌که ساخت چنین برنامه‌هایی سختی‌های زیادی دارد کار را شروع کردم. پژوهش‌گران موسیقی نواحی، خوب می‌دانند این کار چه مشکلاتی دارد. معمولا اکثر این اساتید در روستاهای دورافتاده‌ای ساکن هستند که پیدا کردن آن‌ها به سهولت ممکن نیست. زمانی هم ‌که آن‌ها را پیدا می‌کنید تازه اول ماجراست؛ چرا که با اشخاصی روبرو هستید که - چه نوازندگان چه خوانندگان - هنرمندان قابلی هستند که بی‌ادعا و تکلف هنرشان را عرضه می‌کنند؛ اما برخی از آن‌ها جز به زبان بومی خودشان زبان دیگری نمی‌دانند. برخی از آن‌ها هم که زبان فارسی می‌دانند نمی‌توانند خوب حرف‌های‌شان را بیان کنند. ادامه را در وبلاگ زمانه بخوانید...</summary>
   <author>
      <name>مینو</name>
      
   </author>
         <category term="weblog" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.aavang.ir/weblog/">
      <![CDATA[چند ماه پیش وقتی به جناب «فرید حائری‌نژاد» پیشنهاد ساخت برنامه‌هایی در باره‌ی «موسیقی نواحی ایران» را دادم و با استقبال گرم ایشان روبرو شدم؛ با علم به این‌که ساخت چنین برنامه‌هایی سختی‌های زیادی دارد کار را شروع کردم.

پژوهش‌گران موسیقی نواحی، خوب می‌دانند این کار چه مشکلاتی دارد. معمولا اکثر این اساتید در روستاهای دورافتاده‌ای ساکن هستند که پیدا کردن آن‌ها به سهولت ممکن نیست.

زمانی هم ‌که آن‌ها را پیدا می‌کنید تازه اول ماجراست؛ چرا که با اشخاصی روبرو هستید که - چه نوازندگان چه خوانندگان - هنرمندان قابلی هستند که بی‌ادعا و تکلف هنرشان را عرضه می‌کنند؛ اما برخی از آن‌ها جز به زبان بومی خودشان زبان دیگری نمی‌دانند. برخی از آن‌ها هم که زبان فارسی می‌دانند نمی‌توانند خوب حرف‌های‌شان را بیان کنند.

<img src="http://www.aavang.ir/Pic/zanboorak.JPG" width=300 />

<a href="http://zamaaneh.com/blog/2010/01/post_139.html"><strong>ادامه را در وبلاگ زمانه بخوانید</strong></a>]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
