عدالت محض؛ اعدام بهنود شجاعی، اعدام صدام حسین
مطمئن هستم همه با خواندن خبر اعدام «بهنود شجاعی» در یک حس با هم شریک هستیم؛ او میتوانست زنده بماند اگر...
موقعی با خودم درگیر بودم و نمیدانستم با قضیهی اعدام مخالفام یا نه؟ گاه خبر جنایتهایی را میشنیدم که اصلآ قابل بخشش نبود و خودم را جای خانوادهی مقتول میگذاشتم و اعدام را حکمی میدانستم که میتواند درس عبرتی باشد برای کسانی که دیگران را از هستی ساقط میکنند.
از روزی که صدام حسین اعدام شد دیگر با خودم درگیر نبودم و مطمئن شدم من هم نمیتوانم شاهد آن باشم که یکی از دیگری جان بستاند، حتی اگر آن فرد جنایتکارترین فرد روی زمین باشد.
اما بهنود شجاعی؛ آن نوجوان معصوم...
واقعآ گناه بهنود شجاعی با جنایتکاری چون صدام حسین یکی بود که حکمشان یکی باشد؟
امروز یاد آن حکایتی افتادم که چهار سال پیش برایتان نوشتم؛ حکایت آن قوم یهود...
میگویند زمان پیامبری حضرت موسی، از سوی خداوند به وی وحی نازل میشود که به امّتت بگو، قرار است در ملکشان قحطی بیاید. حضرت موسی هم این خبر را به امّتاش میرساند
مدتی میگذرد و موسی میبیند از قحطی خبری نیست.
روزی از خدا میپرسد شما ندا دادید که مردم منتظر قحطی باشند و من هم این خبر را به گوش آنها رساندم اما چرا هیچ خبری نشد؟
از سوی خداوند ندا میآید زمانی که مردم خودشان به خودشان رحم میکنند، چرا من به آنها رحم نکنم؟
موسی متوجه منظور خدا نمیشود و میپرسد چگونه به هم رحم کردند؟
خداوند ندا میدهد که برو به خانههاشان و خودت ببین.
موسی به هر خانهای که سر میزند می بیند همه درون ِ دیوار خانهی خود دریچهای به خانهی همسایه باز کردند تا اگر روزی قحطی آمد همه از حال و روز هم با خبر باشند و هر چه دارند با هم قسمت کنند.
این یک حدیث است، کاری به صحّت و سقم آن ندارم اما نکتهها در این حدیث نهفته است...
نظرات
نمی فهمم کشتن یک جوان دیگر چه دردی ازشان دوا می کرد...و اصلاً مگر کسی که چهارپایه را شوت می کند هم آدمی را نمی کشد؟
مجازاتی که فلسفه وجودیش انتقام باشد خیلی غیرانسانی است.
گاهی اختیار قلم از دست آدم در میرود؛ خواستم بنویسم "ظلم" بغض قلم ترکید و همهی کاغذ را سیاه کرد.
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
April 2010March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولين وبلاگ من
فیس بوک من
فتوبلاگ بلوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
انجمن جبهه طبیعت
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
بلاگ نيوز
اکسیـــــــر
پرژن کالچرز
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا










سلام
در روایت است وقتی قیامت شد اولین سوالی که از هر انسان میشود خونها یست که به زمین ریخته ،و سپس نامه اعمال خوانده خواهد شد.
(بار خدایا سنگ دلان را به کرامتهای انسانی هدایت کن)
امیر | چهارشنبه، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۸، ۰:۰۱ صبح