ولنتاین برنسل جوان وهمچنین نسلما، حسرت بهگوران مبارکباد
اول این ترانهی زیبا را گوش کنید:
در همه دنیا ندارم من کسی
ای خدا مگر تو به فریادم رسی
...
صدف از بچهگی این ترانهرا خیلی دوست داشت، با اجازهتان هدیهاش میکنم به عشق خودم، صدف.
امروز داشتم با یکی از دوستانام که سالهاست در خارج از کشور زندگی میکند صحبت میکردم، بین حرفهامان ولنتاین را به من تبریک گفت و پرسید میخواهم بدانم ولنتاین در ایران تا چه حد شناخته شده است؟
گفتم در ایران هم اکثر جوانان این روز را خوب میشناسند و آنهایی هم که دل در گرو یکدیگر دارند این روزها به هم هدیه میدهند مهمانی و جشن راه میاندازند، البته این رسم هم مانند مراسم دیگر پیرو داشتن استطاعت مالی و این حرفهاست و هر کسی به فراخور جیباش این روز را پاس میدارد!
به دوستام که اتفاقا" از همنسلان خودم هست گفتم خلاصه جوانهای امروز چیزهایی میدانند که نسل ما نمیدانستند و کارهایی میکنند که ما بلد نبودیم.
گفت اما دوران ما آزادی خیلی بیشتر بود! گفتم اشتباه میکنید آزادی نسل جوان امروزی، خیلی بیشتر از آزادی نسل ما هست.
همه چیز را از دید سیاست نباید نگاه کنیم.
آن دوران که ما جوان بودیم هیچ مانعی از جانب حکومت بر سر راه جوانان و دوستیهاشان و عشق ورزیدنهاشان نبود اما تفکری که بر جامعه و خانواده حکمفرما بود از صد دولت قدّار بدتر بود.
البته نسل ما عشق را خوب میفهمیدند، عاشق میشدند و در راه آن تا پای جان هم میایستادند اما همه چیز در خفا بود، حتی عشقبازیهاشان هم در رویاهایشان خلاصه میشد.
نسل ما نسل برادر سالاری بود، برادرهایی که آموخته بودند سایهی خاطرخواه خواهرشان را با تیر بزنند، هر کدام خودشان «یک پا قیصر» بودند.
راستی یک سوال!؟ تمام آن معشوقههای برادرهامان، برادر نداشتند!؟
نظرات
داشتم چند تایی از کارهای داوود سرخوش رو گوش میدادم که یاد دولتمند خلف افتادم و بعد از جستجو در نت اولین لینکی که در این مورد پیدا کردم مطلبی بود که شما در سال 84 در مورد ایشون نوشته بود و این بود بابی برای آشنایی با وبلاگ شما!
با اجازه میخواستم لینک شما رو در وبلاگ قرار بدم
مینو خانم عزیز بعد از سی و اندی سال شنیدن این تراته نمیدانید که چه غوغایی در درون دل برپا کردو چه خاطرات شیرینی را احیا کردکه تنها میتوانم بگویم بینهایت سپاسگزارم.
پیوسته شاد باشید
مينو جون اين يكي از زيباترين پستهات بود. واقعا زمان ما ازادي نبود. الان ماشالله ايران سل اونقدر كار دختر پسرها رو راحت كرده كه...
jaleb bud
payande bashid
مينو خانم سلام.امروز با وبلاگتون آشنا شدم و با افتخار وبلاگ شما رو لينك مي كنم.
خوش به حال صدف! حسودیم شد.
این نوشته را خیلی دوست داشتم. یاد مادرم افتادم و داستانهایی که از دوران نوجوانی و دانشجوییش تعریف میکرد. چقدر برای من تلخ بودند و باورنکردنی. باورم نمیشد که دایی من باعث پاره شدن لب مادرم شده بود چون میخواست به زور ماتیک را از لبش پاک کند. باورم نمیشد که دایی عزیزم زمانی مادرم را کتک میزده. نمیفهمیدم که چرا مادرم وقتی از همکلاسیهای دانشگاهش میگفت، از پسرهایی که عاشقش بودند فوری اضافه میکرد: ولی من به هیچکس محل نمیگذاشتم.
ولی در تمام داستانها دوستدختر دایی که حالا زندایی من بود حضور داشت. زندایی حتی یکبار خودش تعریف کرد که مادرم در جواب به اعتراض داییم که این چه دامن کوتاهییه که پوشیدی، میگوید: این همون دامنییه که چون زیادی بلند بوده، نامزدتون به من دادند!
چه دنیای عجیب و غریبی!
سلام بر بانو مینو
جسارتا به عنوان یکی از همین نسل باید بگم که آزادی های ما دلخوشکنکی بیش نیست و معمولا به دلیل فشار جامعه و ... بیشتر به تخلیه هیجانات جوانی منجر می شه تا اینکه بلوغ و تعالی و آگاهی به ارمغان بیاره.
نسل شما هم طعم آزادی رو نچشید. به قول خانمی از نسل شما که همیشه می گه :
"تا وقتی دختر خونه بودیم بابامون بود و برادر بزرگه وقتی هم ازدواج کردیم سپرده شدیم دست شوهره ! ما فقط زندانبانمون عوض شد !"
و در همه اعصار "عشق" اولین قربانی اختناق بوده و هست...
درود بر مينوي عزيز...
واقعا"گل نوشتي اين دور و زمانه جوانها خيلي بيشتر از زمان ما آزادي دارند و كارهائي كه انجام ميدهند ما صد سال نميكرديم.
در مورد والنتاين تازه يكي دوساله كه بعضي از جوانها فلسفه اش را فهميده اند. اوايل اصلا" نميدانستند والنتاين انسان است يا شيء يا ..... ولي بيشتر اين جوانها كه والنتاين را از خود غربيها بيشتر جشن ميگيرند همانهائي هستند كه يك ماه قبل در عذاداري امام حسين سر بريدن گاو و گوسفند و شتر را با قهقهه تماشا ميكردند.
میگم آ وضع من از تو بهتر بود تو دو تا قیصر داشتی و من یکی
روز عشق رو به تو و عشقت صدف تبریک میگم
خانوم صابری عزیز و مهربان
مرسی که به من سر زدین و دلداری دادین چه کنم که ار دستم در میره و می رم تو خاکی!
ولنتاین تو ایران خیلی باحال تر از اینجا ست کلا ما ایرونی ها تو ابراز محبت بهتر برخورد میکنیم تصورش رو بکن تبریک ولنتاین با گلهایی که بو ندارن!!!!!
خوش باشین
سرکار بانو
با درود بر شما
در مورد آن زمانها که صحبت فرمودید باید گفت که آن موقع هم این دین و مذهب ویرانگر و تفکرات دینی باعث میشد که برادر ها وقتی که از مصاحبت معشوق برمیگشتند مراقبت میکردند که مبادا آبجی خانم ها دست از پا خطا کرده باشند.جائی خواندم که بابا شملها و لوطیان تهران قدیم گاهی بعلت این که کسی به یکی از دختران محلشان فقط نگاهی انداخته بود یک شبانه روز محل را قرق مکردند ولی فردای همانروز میرفتند چهار محل آنورتر مزاح نوامیس آن محل دیگر میشدند.
این طرز تفکرات مذهبی بوده که همه چیز را حتا فرهنگمان را خراب کرده.
واما چرا ولنتاین.
سپندارمزگان بر همه بالاعشاق گرامی مبارک باد
http://bishilepile.wordpress.com/2009/02/14/470/
امیدوارم که از موسیقی های انتخابی هم شما و هم صدف خانم گرامی لذت ببرید
با احترام
albaloo
بر شما هم مبارک مطلبتون رو در بلاگ ریویو خوونده بودم اون جا هم لینک داده بود
سلام نازنين راوي جانم ...
تمامي محبت من تقديم به تو در همه روزها ...
ba salam
matlabe jalebi bood rasti on dorane ma baradarhamon mesleh giysar b odand makhsosan baradar man
در جواب سوال آخرت باید بگم برادرا حتما چون خودشون یه پا قیصر بودن حواسشون خیلی جمع بوده که برادر معشوقه شون نفهمه یا مثلا با برادر معشوقه دوستی میگرفتن یا اینکه با کسی دوست میشدن که برادر نداشته من سابقه ی داییامو دارم که میگم
happy valentine's day
salam Minoo khanoom khobie shooma man az baradara yek bar too iran yak chak kordam
vali fagat 14 salam bood
در بلاگ نیوز لینک داده شد .
من دوره جوانی نداشتم ، دوران جوانی خیلی مذهبی بودم و وقتی مذهب را به مقدسات بخشیدم و تنها خدا را نگهداشتم ، ازدواج کردم .
اینجا کسی باور نمی کند که در زندگی من ، فقط و فقط همسرم بوده و بس ، اما از زمانی که 14 سال داشتم همیشه آرزو میکردم در آخرین لحظه زندگی به اویی ، که روزی از آن او خواهم بود ، بگویم تو اولی بودی و آخری ، قلبم جز تو پرونده عشق دیگری را نخوانده !
دوران نامزدی که به نوعی عشق ورزی جوانان امروزی ست ، دوران مجادله بود و بحثی بی پایان ، زمان زیادی طول کشید تا با هم کنار آمدیم اما خوشحالم که اکنون هر روزم ولنتاین ست هرچند در چنین سن و سالی !
سلام راوی جان،
اون آخرین سوالت واقعاً قابل تامل هستش. مثل همیشه دست روی نکته ریز و مهمی گذاشتی .
اما ظاهراً این قیصر بودن برادر بزرگترها در تمام فرهنگها کمابیش وجود داره، حتی اینجا در بلاد کفر دوست شدن با دختری که برادر بزرگتر داره دل و جرات بیشتری می خواد!
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
January 2011December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولـــــــــين وبلاگ من
فیس بـــــــــــوک من
فتوبلاگ بلــــــــــــوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
ایرن
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
ویراسباز
خبرگزاری میراث فرهنگی
حکیم مهر
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا
مهر










بانو درود
زیبا بود مثل همیشه
زرتشت | پنجشنبه، ۸ اسفندماه ۱۳۸۷، ۰:۳۳ صبح