قصه خاله سوسکه برای بچههای بالاترین،گروه سنی « الف »
زمانی که خبر حکم قطع درختان کهنسال را در وبلاگ جناب درویش خواندم با ایشان گفتو گویی کردم که هدفام از این گفتوگو این بود که خبر انعکاس بیشتری داشته باشد تا به گوش مسئولين برسد بلکه از این فاجعه جلوگیری کنند.
با توجه به اینکه سایت بالاترین تا به حال در خیلی از موارد توانسته توجه رسانه ها و به دنبال آن مسئولین را به موضوع خاصی جلب کند فکر کردم که شاید بتوان با کمک بالاترین از قطع درختان کهنسال جلوگیری کرد.
زمانی که گفتوگو منتشر شد موقع ارسال لینک به بالاترین متوجه شدم که یکی از کاربران پیشدستی کرده و لینک آنرا به بالاترین داده بود، چند ساعتی میگذشت و این لینک امتیاز چندانی نگرفته و لابلای خبرها گم شده بود. هرچند که یکی از اعضای بالاترین تلاش بسیار کرد بلکه توجه دوستان بالاترینی را به این خبر جلب کند اما تا نیمه های شب خبری نشد.
دیگر داشتم نا امید میشدم و تصمیم گرفتم یک پست انتقادی برای بالاترین بنویسم که چگونه است بیشتر اوقات مطالب خیلی سطحی و بعضا" بیارزش نه تنها به صفحهی اول راه پیدا میکنند بلکه گاه آنقدر امیتاز میآوردند که تا ساعتها به عنوان « بهترین لینکهای امروز » جلوی چشم بازدیدکنندگان قرار میگیرند.
اما دیدم این چارهی کار نیست و کمکی به انعکاس خبر مورد نظرم نمیکند. این بود که فکر کردم با توجه به اهمیت خبر و همچنین نوشتههای متعددی که در اینباره وبلاگنویسان نوشتهاند بهتر است موضوع داغ درست کنم، دست به کار شدم.
اول یک موضوع داغ درست کردم و شروع کردم به لینک دادن... با این سرعت لاک پشتی اینترنت و کامپیوتر عهدبوق لینک دادنها تا صبح طول کشید.
طولی نکشید که بروبچههای خوب بالاترین آستین بالا زدند و لینکها را مثبت باران کردند و آن اتفاقی که دوست داشتم بیافتد افتاد، خبر به گوش همه رسید!
همان موقع به این فکرکردم که بالاترین آینه تمام نمای جامعهمان است، به عنوان مثال شاید خیلی از ما ندانیم که همسایه دیوار به دیوارمان چه مشکلاتی دارد، اما زمانی که از رخ دادن حادثهای مطلع میشویم همه برای کمک میشتابیم. مثل زلزلهای که در بم اتفاق افتاد و...
دیشب به صدف گفتم من باید یک تشکر جانانه از بروبچههای بالاترین بکنم و نمیدانم چه ترانهای به آنها هدیه کنم.
صدف که اتفاقا" خودش هم از اعضاء بالاترین هست گفت: چرا از نوارقصههای بچگی من هدیه نمی کنی؟ یادت هست از قصه علیمردان خان چقدر خوششان آمده بود و خاطراتشان تداعی شده بود؟
رفتیم سراغ کاستهای قدیمی و چکنیم چه نکنیم و کدام قصه را هدیه کنیم، همینطور که یکی یکی کاستها را گوش می کردیم، صدای آقا موشه و خاله سوسکه که بلند شد صدف گفت همین خویه!
دست به کار شدم و قصه خاله سوسکه را روی کامپیوتر منتقل کردم.
همینطور که قصه را گوش می کردیم صدف گفت: آخ این که پایان قصهاش خیلی غصهدار میشه! گفتم مامان جان، به قول ننهآقای صمد، اینا همه قصهی ننه قصه!
تقدیم به تمام بروبچههای خوب و با صفای بالاترین
قصه خاله سوسکه
و این هم فایل کم حجم قصه خاله سوسکه برای عزیزانی که اینترنت کم سرعت استفاده میکنند
نظرات
سلام
هميشه برام جاي سواله كه چرا يك سري از كارتونها و آهنگ هاي قديمي بين سطح گسترده اي از مردم اينقدر حس نوستالژيك (به قول امروزي ها:-) ) ايجاد ميكنه.
شايد چون اون سالها و اون روزها اينها تنها سرگرمي هاي ساده مردم رو تشكيل ميدادن. فراموش نميكنم كه بيشتر وقتا با اقات تلخي تلويزيون رو كه چكه سربازها رو نشون ميداد نگاه ميكردم. حتي اخبار هم كه ميداد رويداد جذابي محسوب مي شد. بنابراين اين نوارهاي قصه و اون كارتونهاي ساده براي ملت دلتنگ سرگرمي خوبي بودند.
بااجازتون به بلاگتون لينك دادم.
مي بوسم صورت مهربونتون رو
سلام. با قطع درخت مخالفم با قطع آدمهاهم...! اینها برای هر کار بدی بهانهی خوبی دارند! آمدم تشکر کنم و بگویم عجب پشتکار و حوصلهای داری حسودیم میشه! از لیست گوگلریدر اینجارو انتخاب کردم و کامنت نوشتم. بعضیهاسازندهاند، مثل شما. دکتر مجیدی هم در وبلاگ یک پزشک پیشنهاد کرده برای نوشتن کامنت از گوگلریدر یک اد-آن اضافه کنیم آمدم ببینم میشه یانه! یادم آمد یک همشهری! رفته بود دکان نانوائی که خیلی شلوغ بود پرسید چرا شلوغه گفتند چون تازه تأسیس شده گفته هرکس بتونه یکجاچهلتا نان بخوره یک پراید جایزه میگیره. به نفر بعدی گفت جام را داشته باش برم برگردم. وقتی برگشت پرسیدند کجا بودی گفت رفتم دکان بالاتری امتحان کنم ببینم چهلتا نان میتونم بخورم یانه! حکایت من است! ولی ما یکیش هم نمیتونیم بخوریم. بعضیها میتونن! دوستت نوشته این چه آفتی است...تازه فهمیده؟
سلام به بانوی مهر و تفکر !
چقدر از این پشتکار شما لذت می برم.
امیدوارم همیشه پاینده و کامروا باشید.
راستی از خاله سوسکه هم خیلی ممنون !
خیلی چسبید....
من عاشق این قصه ام !
دستتون درد نکنه
ارادتمند همیشگی
salam
man donbale ahange aref :KHABE GOLABI
har kas in ahango dare baram emai kone mamnoon misham.
mamnun
koli kheif kardam
niloufar | جمعه، ۲۴ آبانماه ۱۳۸۷، ۴:۲۰ صبح
ممنون
از قصه خاله سوسکه ؛با اینکه من یک نسخه دیگر از قصه را در بچگی شنیده بودم ولی این هم کلی از خاطرات دوران کودکی را برایم زنده کرد.
موفق باشید
سلام
دستتون درد نکنه هم به خاطر لینکهاتون هم به خاطر خاله سوسکه.
راستی آقا موش شکمو و زورو رو هم به خاطر دارید - البته منظورم نوار زورو هستش نه سریالش.
همسر من هم همش میگه این قصه خاله سوسکه آخرش غمناک تموم میشه - و به خاطر همین بهم گفت دانلودش میکنی تنهایی گوش کن ها.
به هر حال مرسی
مینو جان من با خواندن مطلب شرمسار شدم. امیدوارم مردم محلی این مناطق گوشه ای از احساس مسئولیت تو را داشته باشند و جلو این فاجعه را بگیرند. این چه آفتی است که به کشورمان خورده آخر که درختان زبان بسته هم از آن در امان نیستند...
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
April 2010March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولين وبلاگ من
فیس بوک من
فتوبلاگ بلوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
انجمن جبهه طبیعت
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
بلاگ نيوز
اکسیـــــــر
پرژن کالچرز
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا










تو محشری
سحر | دوشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۸، ۴:۳۶ بعدازظهر