جامی زمانه ساخت، اما زمانه با او نساخت
نامهای از طرف من به« مهدی جامی و معصومه ناصری »
عنوان ایمیل
« لطفا" بگین ایوالله »
جناب جامی عزیز، معصومه نازنین
مژده!مژده!
اولین گفتوگوی رادیویی استادعبدالوهاب شهیدی طی هفتاد سال کار هنری ایشان قراراست از رادیو زمانه پخش شود!
بالاخره بعد از چندین ماه تلاش توانستم استاد را متقاعد کنم و امروز این کار انجام شد.
حالا بفرمایید ببینم، جایزه ام چیه؟:)
پاسخ معصومه ناصری
مینوجان در این وقت شب هیچ چیزی نمیتوانست اینطور من را خوشحال کند و خستگی را از تنام در بیاورد
علاوه بر کار بزرگی که کردی شور و عشقی در ایمیلات بود که به من نیرو داد...
پاسخ مهدی جامی
مینوخانم عزیز
دست مریزاد! وقتی کوشش و تلاش شما را می بینم تا کار را به انجام برسانید لذت میبرم
...
ممنون
جایزه!؟
هر چه خودتان تعیین کنید، خوب است؟
و در پاسخ نوشتم همین نامهی پر مهر شما و اینکه قدر میدانید برای من بهترین جایزه است!
این یکی از صدها ایمیلی بود که در این مدت بین من و مهدی جامی و معصومه ناصری رد و بدل شده است.
رابطه ها، رابطهی مدیر و کارمندی نبود، کار کردن هم حکم وظیفه و تکلیف نداشت هر چه بود عشق به کار بود و اعتماد متقابل.
شاید برای کسانی که با رادیو زمانه همکاری نمیکردند باورش سخت باشد که شنیدن خبر رفتن آقای جامی از رادیو زمانه برای بسیاری از ما یک شوک بزرگ بود.
دیشب تا صبح کار ما اشک بود و بهت بود و یک علامت سوال بزرگ که
آخر چرا!؟
مهدی جامی برای ما تنها یک مدیر نبود، راهنما بود، معلم بود، رفیق بود.
من مدیون مهدی جامی هستم، چرا که درمدت کار با زمانه تجربههایی کسب کردم و چیزهایی یاد گرفتم که تصورش هم برایم غیرممکن بود.
من خیال می کردم این احساس تنها به من تعلق دارد اما سیل ایمیلهای دیشب و حرفهای اکثر بروبچه های زمانه دالّ ِ بر این بود که مهدی جامی برای خیلیها پدری کرده.
مهدی جامی سخت گیر بود اما وقتی استعدادی را در کسی کشف می کرد فرصت آزمون و خطا را به او می داد، دستش را می گرفت، راهش میانداخت و بعد رها میکرد و میگفت دیگر خودت قادری راه بروی برو...
آغاز هر کاری سختترین مرحلهی کار است و مهدی جامی از آغاز تمام همّ وغمّ اش را گذاشت تا رسانهی آبرومندی بسازد و چنین هم شد اما از این پس چه بر سر زمانه خواهد آمد هیچ معلوم نیست.
زمانه را از مهدی جامی گرفتن، نهایت بی انصافی بود. ای کاش حداقل دلیل آنرا میگفتند نه این که به قول خود آقای جامی ... خودشان مفصل نوشتهاند بخوانید.

مهدی جامی
عکس از معصومه ناصری
مهدی جامی:
مدیر شانی ندارد. می آید و می رود. یک روز اسم اش مهدی جامی است و یک روز هم اسم اش زوران جوکانوویج.
اختر قاسمی:
دو نامی که به هم گره خوردند: زمانه و مهدی جامی
موضوع داغ بالاترین:
مطالبی که دیگران در این باره نوشته اند
نظرات
سلام مینو خانم پر انرژی و پر تلاش
خوب مسلما جای تاسف دارد یک حرکت غیر دموکراتیک در یک رسانه ایی که با ادعای اشاعه دموکراسی بر پا می شود...آنهم بدون پوشش اذهان عمومی... ولی مینو خانم شاید این ماجرا بی ارتباط نباشد با شروع پروژه رادیو زمانه و بودجه ایی که مجلس هلند تصویب کرده بود که در نهایت ختم شد به رادیو زمانه که در واقع در ابتدای امر بودجه مجلس هلند تعریف دیگری داشت ....
در هر صورت شکی نیست که وقتی تصمیم گرفته می شود کاری دموکراتیک شود آنهم از یک کشور مدعی دموکراسی آدم توقع داره در همه امور آن فضای دموکراسی جاری باشد
مینو خانم نازنین !
خسته نباشید
امیدوارم همواره همینطور پر انرژی و پر تلاش باشید و نتیجه زحماتتان را ببینید
دو سال و اندی پیش برای اولین بار آقای جامی رو زیارت کردم ولی با این عکس خیلی تفاوت داشت و این نشان دهنده اینه که چه زحمتی برای زمانه کشیدند .متاسفم نه برای آقای جامی برای زمانه
افسانه (مامان دنی) | شنبه، ۱۱ آبانماه ۱۳۸۷، ۱:۱۵ صبح
دلم گرفت براي زمانه مان...
مینوی نازنین
احساست را درک می کنم دقیقا این احساس من و خیلی خیلی بچه های دیگه زمانه ست
اما چرا به اینجا رسید؟ سوالی ست که نه تنها ما به عنوان کارکنان آزاد زمانه داریم نه تنها دیگر کارکنان رسمی زمانه دارند بلکه برای دهها هزار خواننده روزانه زمانه ست. خدمتی که مهدی جامی به رسانه مدرن و آوانگارد ایرانی کرد در تاریخ رسانه ایرانی ثبت خواهد شد.
برای مهدی جامی و زمانه موفقیت آرزو دارم.
روزهای بدی را همه می گذرانیم ولی
من هنوز امیدوارم که راه حلی پیدا کنند و مهدی جامی اهمکاری اش را با زمانه ادامه دهد و او این رسانه مردمی را با ایده های نو و رنگارنگارش پیش ببرد.
شاد باشی
اختر
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
January 2011December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولـــــــــين وبلاگ من
فیس بـــــــــــوک من
فتوبلاگ بلــــــــــــوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
ایرن
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
ویراسباز
خبرگزاری میراث فرهنگی
حکیم مهر
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا
مهر










من چند روزی نبودم و همین حالا این پست رو خوندم ...راستش قبل از این پست مجید زهری رو خوندم با عنوان پراکنده نه چندان بی ربط ...بعد این نوشته ...و یک دفعه گمانم رفت که کنایه بوده به تصور سر قفلی و ...و بعد پست آخرشان را دیدم که کلامی بی خصمانه تر داشت ...به هر حال هر مدیری موافقان و مخالفانی دارد ووووآنچه مهم است عملکرد کلیست ...عملکرد ایشان از دید من شنونده خوب بود و جای تاسف است که مدیران لایق و خوب در گروههای ایرانی دیر نمیپایند( میدانم این استفاده از اصطلاح گروههای ایرانی خوشایند شما نیست مینو جان ...ولی میدانم که بسیار دموکراتیک نظرات را پذیرایید)
گیله دختر | چهارشنبه، ۱۵ آبانماه ۱۳۸۷، ۹:۴۳ صبح