غربت و هجران و داغ دل
گاه از آداب و رسومی که داریم شکوه میکنیم و یا مراسم جشن و عزایمان را با غربیها مقایسه میکنیم و میگوییم اینها که ما داریم دست و پاگیر و اضافه هست!
چهار سال پیش وقتیکه پدرم از دنیا رفت، مادرم و همه خواهر برادرها بر بالین پدر بودیم و شیون میکردیم فقط خواهر کوچکام افسانه خبر نداشت که پدرم از دنیا رفته، نگذاشتیم بفهمد، آخر راه دور و دیار غربت و غم از دست دادن عزیز ...
تا چند روز نگداشتیم افسانه بفهمد و هر کدام به شکلی به او دروغ میگفتیم و او که شک کرده بود چطور است که ما همه با هم چند روز در خانه پدری هستیم روزی دو سه بار تلفن میزد و ما سعی میکردیم با او جوری حرف بزنیم که متوجه نشود... سرانجام بعد از دو، سه روز زمانی که زنگ زد و غفلتا" پیش از آنکه ما صدای نواری که قرآن میخواند را قطع کنیم گوشی را برداشتیم هراسان پرسید چرا صدای قرآن خوانی میآید و ... شیون میکرد و ما هیچکدام قادر نبودیم از راه دور آراماش کنیم.
همان زمان به این فکر میکردم که ما هر کدام هم شیونمان را می کنیم ،هم دنبال کارهای مراسم هستیم و هم دور و برمان پر است از اقوام و آشنایانی که دلداریمان می دهند.
اما افسانه در خلوت اشک ریخت و هنوز که هنوز است هر بار به ایران می آید منتظر است پدر را ببیند
.
مهدی جامی عزیز در غربت به سوگ عزیزش نشسته، تنها...
نظرات
و این چه رسم ناپسندیدهایاست نزد ما ایرانیان که یک آدم عاقل و بالغ را از حق طبیعی او مبنی بر آگاهی از دست دادن عزیزش با گفتن دروغ محروم میکنیم.
رسمی ناشایسته است چه خوشت بیاید یا بدت. در غربت که باشی درد را سه چندان حس میکنی:
۱- غم از دست دادن پدر
۲- عدم اطمینان به رشد عقلایی طرف مبنی بر آمادهگی
بر قبول واقعیت
۳- توهین به شخصیت طرف و بچه انگاشتن او.
من همانقدر که حق دارم از سلامت خویشانم در آن دورها مطلع باشم و خوشحال، بهمان اندازه نیز حق دارم در صورت از دست دادنشان، به موقع خبر شوم و در غم نبودشان درست مثل حاضرین اشک بریزم.
من هر دو والدم را در غربت از دست دادهام و چقدر ممنونم از خواهرانم که به موقع مرا با خبر کردند.
مينو عزيز و دوست داشتني من هم آمدم براي عرض تبريك....
خيلي دوستت دارم از راه دور
راستي چرا همه به تو تسليت ميگن براي 4 سال پيش ؟؟؟!!!! پدر تو الان در جوار پدر من در بهشت دارند قدم ميزنند..
ُسلام مينوي عزيز
نميدونم كامنتم ثبت شد يا نه؟ واسه همين دوباره مينويسم! اول تبركي ميگم بهتون بابت انتخاب شدنتون! و در واقع شما رو هم از همونجا پيدا كردم.. و دوم تسليت بابت از دست دادن هنچي عزيزي... تحمل بعضي دردها تو تنهايي سخت تر ِ و ... !
راستي با اجازه لينكتونو هم تو بلاگم ثبت كردم تا دسترسي بهتون واسم راحت تر باشه !
وخت كرديد بهم سر بزني د
شاد باشيد:)
ُسلام مينوي عزيز
نميدونم كامنتم ثبت شد يا نه؟ واسه همين دوباره مينويسم! اول تبركي ميگم بهتون بابت انتخاب شدنتون! و در واقع شما رو هم از همونجا پيدا كردم.. و دوم تسليت بابت از دست دادن هنچي عزيزي... تحمل بعضي دردها تو تنهايي سخت تر ِ و ... !
راستي با اجازه لينكتونو هم تو بلاگم ثبت كردم تا دسترسي بهتون واسم راحت تر باشه !
وخت كرديد بهم سر بزني د
شاد باشيد:)
سلام مينو خانوم عزيز... غرض اولم تبريك بابت انتخاب شدنتون تو برگزيده ها بود... البته اينم بگم كه دفه ي اولي ِ كه ميام اينا ولي به حق خوشم اومد از وبلاگتون! و نوشته هاش... واسه همين لينكتونو ثبت كردم تو بلاگم تا راحت تر سر بزنم!
آرزو ميكنم خدا بهتون صبر از دست دادن همچي عزيز رو داده باشه و همچين به خواهر عزيزتون...! واقعا تو تنهايي و غربت تحمل همچي داغي سخته !
...
شاد باشيد!
وخت داشتيد حتما به سر بزنيد
در پناه حق
...
خاله مینوی عزیز! اومدم تبریک بگم برای اون خبرهای خوب که دلم با خوندن این متن قشنگتون گرفت. روح پدرتون شاد. می بوسمتون.
شادی بیضایی | جمعه، ۲۶ مهرماه ۱۳۸۷، ۹:۳۳ بعدازظهر
سلام مینو
رحمت ابدی بر روح پدر بزرگوارتان را خواستارم.
باید قبول کنیم که افسانه از " جنس " دگریست.
مهدی جامی را درود میفرستم و عزای غریبانه اش را سپاس میدارم که با رادیو زمانه اش بوده ام اما با خودش نه .
از شما میپرسم . ایشان بر سر از دست رفتن کدامین عزیز وبلاگستان حاضر شده و ادای تسلیت و احترام گفته اند که من نوعی چنین کند . اینقدر بی منشی را دوست ندارم . هر چند که جامی باشد و جامی !
برقرار باشید
______________
پاسخ
صادق جان ممنون بابت رحمتی که برای روح پدرم فرستادی روح پدر بزرگوارت شاد
صادق جان من فکر نمی کنم آقای جامی چنین انتظاری از کسی داشته باشد! اگر من این مطلب را نوشتم کسی درخواستی از من نکرده بوده! ای کاش برای هیچکس چنین اتفاقات ناگواری رخ نمی داد اما واقعیت این است که این دردی ست که گاه گریبان یکی را می گیرد. و ای کاش همانگونه که نفیسه روزی من را خبر کرد که شهربانو در غم از دست دادن برادرش سوگوار است همان موقع که پدرشما هم به رحمت خدا رفت یکی من را خبر می کرد تا شرمنده ات
نشوم
همانطور که شرمنده سیامک فرید شدم و هنوز هم تسلیت بابت از دست دادن مادرش به او نگفتم چون خجالت می کشم از بس که دیر شده
هم زمان درگذشت پدر شما و هم زمان درگذشت مادر سیامک فرید من اصلا" در شرایطی نبودم که وبگردی کنم
با احترام
مینو صابری
مینو جان سلام روح پدرتان شاد. می دانم که خواهرتان افسانه خانم در غربت چگونه بر سوگ عزیزش نشسته . آداب وطنی در مراسم سوگواری به نظرم درست است . مردم داغدیدگان را تنها نمی گذارند . مرحم دلشان هستند همگی دور هم جمعند .
تلفن ات را دلداریت را از راه دور فراموش نمی کنم نازنین
خدا صبر دهد به آقای مهدی جامی عزیز
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
January 2011December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولـــــــــين وبلاگ من
فیس بـــــــــــوک من
فتوبلاگ بلــــــــــــوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
ایرن
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
ویراسباز
خبرگزاری میراث فرهنگی
حکیم مهر
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا
مهر










سلام مینو جون...
چقدر بده که ما ادما تا داغ یه عزیز رو می بینیم به یادش میفتیم...چقدر بده تا کسی رو از دست میدیم براش تاج گل می بریم..کاش اون تاج گلها شاخه شاخه تقدیم اون عزیز می شد ....کاش بهانه ی ما برای دیدن اقوام مراسم خاکسپاری و ختم نبود...
منم به تازگی یک آشنا رو از دست دادم.شاید باور نکنید حتی یک بار هم او رو ندیده بودم.اما در مراسم ختمش کسایی رو دیدم که مدتها بود تو خونمون چشم انتظار دیدنشون بودم...کسایی که شاید بودن اونها میتونست غم از دست دادن پدرم رو برام آسونتر کنه...
بگذریم...
میدونم الان پدر شما و همه ی خوبان پیش هم جمعندوخوش به حال اونها که این همه بی وفایی رو لمس نمی کنن.فقط شاهدش هستند...
روح همه ی عزیزان از دست رفته شاد...
برای شما سلامتی ارزو می کنم مینو جون...
به امید دیدار
سپیده | یکشنبه، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۷، ۱۱:۰۹ صبح