دیدار با مسئولین محترم سایپا و بازدید از خط تولید این شرکت
یکشنبه ای که گذشت دیداری داشتم با برخی از مسئولین محترم سایپا. برای اولین بار بود که به این شرکت می رفتم ، توسط راهنما به سالنی هدایت شدم که محل رسیدگی به شکایات مشتریان این شرکت بود. سالنی بزرگ که تعدادی از مهندسین و کارشناسان مشغول رسیدگی به کارهاشان بودند. اتفاقا" جناب مهندس حسینی هم آنجا حضور داشت،همان کارشناسی که از ماشینم بازدید کرده بود.
با استقبال گرم جناب مهندس عسگری روبرو شدم، رئیس اداره ی رسیدگی به شکایات. البته با پیش زمینه ی قبلی که داشتم همین انتظار را هم داشتم.
پس از گفتگویی که با هم داشتیم ایشان از من دعوت کردند که از « خط تولید » سایپا دیدن کنم و من هم با کمال میل پذیرفتم.
شاید که منظور جناب عسگری از نشان دادن مراحل مختلف ساخت پراید به من ،این بود که بپذیرم " محال است چنین اتفاقی در سایپا بیافتد "، که البته پذیرفتم.
تمام مراحل ساخت پراید را از نزدیک مشاهده کردم از مرحله ی ساخت بدنه تا... مراحل آخر ،که آب بندی ماشین و تست موتور بود.
روبوت ها کارشان را با نظم خاصی انجام می دادند و در کنار این ربوت ها کارشناسان و کارگران هم به نوعی مشغول بررسی و تست مراحل مختلف بودند. جایی را مشاهده نکردم که شخصی بتواند دور از چشم دیگران مرتکب چنین اشتباهی شود ، که اگر می شد در مرحله ی بعدی دور از چشم نمی ماند.
همانطور که عرض کردم شاید که منظور جناب عسگری اثبات این قضیه بود اما من ضمن بازدید از خط تولید به بسیاری مسائل فکر می کردم به مسائلی که شاید تا کنون به آن نیاندیشیده بودم!
پس از اینکه بازدید مان از خط تولید تمام شد به لطف جناب عسگری و با هماهنگی ایشان فرصتی دست داد تا خدمت جناب مهندس شفیعی معاون کیفیت شرکت سایپا برسم.
در میان صحبت هایی که بین ما رد و بدل شد یکی از نکاتی که جناب مهندس شفیعی بدان اشاره کردند برای من بسیار جالب و نیز قابل اهمیت است.
جناب مهندس شفیعی گفتند:
این نوشته ی شما در وبلاگتان باعث شد ما به یک نکته بیشتر دقت کنیم و بررسی کنیم کجای کار ایراد دارد که مشتری شکایت خود را مستقیما" به خود شرکت بازگو نمی کند! حالا شما وبلاگ نویس هستید و از شکایتتان اینگونه آگاه شدیم تکلیف بقیه ی مشتری ها چیست!؟ خلاء کجاست!؟ ما باید
چاره اندیشی کنیم تا این خلاء از میان برود. من در آن محیط و در دفتر کار ایشان جسارت نکردم و پاسخی را که آماده داشتم را بازگو نکردم چرا که هر سخن جایی دارد، بنابر این پاسخم را در همینجا در وبلاگ خودم و با مسئولیت خودم خواهم گفت
جناب مهندس شفیعی
وقتی که وارد شرکت شدم دیدم که شما چاره اندیشی کرده اید و محلی را برای پاسخگویی به من و امثال من تدارک دیده اید آنجا که مرتب با تاکید از جناب عسگری می شنوم که ما به مشتری احترام می گذاریم و به حرفشان اعتماد داریم این برای من اثبات شده است، اما!
اکثریت مردم نسبت به کسانی که سیستم امورات مملکت را در دست دارند بی اعتماد هستند، بدبین هستند. خلاء از همانجا پدید می آید و افرادی چون من که می بینیم در این مملکت نه سهمی داریم و نه حق اظهار نظری بنابر این به زیر مجموعه هایی که چرخ های اقتصادی مملکت را می چرخانند بی اعتمادیم و این طبیعی ست.
سالهاست که سلیقه ها به ما تحمیل می شود آنگاه می گویند انتخاب کن! خوب مسلما" من و امثال من تصور می کنیم باشیم یا نباشیم فرقی نمی کند! اعتراض کنیم یا نکنیم باز فرقی نمی کند راه سکوت را انتخاب کرده ایم
جناب مهندس شفیعی، جناب مهندس عسگری خواننگان محترم وبلاگم
ایراد کار در اینجاست که من ِ نوعی ِایرانی خود را شهروند درجه یک نمی دانم، چرا که در هیچ مواردی نه اعتراض هامان پاسخی دارد و نه حق اظهار نظر داریم! سالهای سال است اینگونه آموخته ایم! همینی که هست!
اما همینجا عرض کنم که دیدار من از خط تولید شرکت سایپا این را به من آموخت که:
از این پس قدر زحماتی که هموطنانم برای پیشبرد این مملکت می کشند را بدانم، این را به من آموخت که بدانم اگر کارخانه ای، شرکتی، صنعتی،.. در این مملکت چرخش می چرخد حالا با همه ی کمبودهایی که دارند با همه ی امکانات کمی که دارند من به عنوان یک شهروند برای تولیدات داخلی ارزش ویژه قائل شوم.
همان زمان که داشتم بازدید میکردم به این نکته فکر می کردم
چند صد هزار نفر در سایپا مشغول به کارند؟ چند صد هزار خانوار امورات زندگی شان از این راه می چرخد؟ چند صد هزار جوان و میانسال از معضل بیکاری در این مملکت رنج نمی برند؟ جلوی چند صد هزار فساد که از بیکاری پدید می آید گرفته شده!؟
چند شب پیش کامپیوتر ما توسط یک هکر هک شد و بسیاری از عکس های خانوادگی ما به یغما رفت! من در آن لحظه که در شرکت می دیدم کارگران چنان تلاش می کنند در ذهن خودم آنها را با این جوان ناپخته ی هکر مقایسه می کردم. دلیل این کارش چه بود؟ جز بیکاری و بی هدفی!؟
ای کاش زمین هایی که تحت عنوان ساختن کارخانه و ایجاد شغل به دلالان واگذار می شود و به جای کارخانه ساختن آن را به برج تبدیل می کنند و برخی هم پیش فروش می کنند و پول مردم را بالا می کشند تبدیل می شد به سایپا هایی که اینچنین هم چرخ صنعت را می چرخاند و هم معضل بزرگ بیکاری را از بین می برد و هم با فقر مبارزه می کند!
ای کاش معضل بیکاری چندین میلیون جوان ایرانی از میان برداشته شود فدای سرشان که بین اینهمه پراید یکی اینگونه به دست مشتری برسد فدای سرشان
در هر چهل و پنج ثانیه یک پراید از کارخانه بیرون می آید حالا چند تا هم ایراد داشته باشد. مگر همه جای کارمان بدون ایراد است!؟
روزی که آن پست انتقادی را نوشتم بخش مادی قضیه هم برایم دارای اهمیت بود اما الآن قضیه را از منظر دیگری هم نگاه می کنم
من تا دو روز پیش هر جنس نامرغوب خارجی را به جنس مرغوب ایرانی ترجیح می دادم اما اکنون نه!
تصمیم دارم به عنوان یک ایرانی از صنعت خودمان، حالا گیریم با همه ی کاستی هایش حمایت کنم. تا جایی که برایم مقدور باشد اجناس ساخت وطن خواهم خرید.
هم اکنون یک فنجان چای روی میز من است، چای صددرصد ایرانی در یک فنجان سفالی ساخت همدان. از همینجا شروع کردم.
آری جناب مهندس شفیعی و جناب مهندس عسگری دیدار از سایپا برای من درس بزرگی بود!
از این پس
قهری که با دیگران دارم را با زحمت کشان این مرز و بوم تقسیم نمی کنم و به احترام تمام کسانی که دل برای این مملکت و مردمش می سوزانند از جا برمی خیزم و حساب برخی را با برخی دیگر قاطی نمی کنم .
من تا به حال پراید را با ماشین های کشورهای به اصطلاح پیشرفته مقایسه می کردم اما اکنون نه!
انتظارم را باامکاناتمان و شرایط مان مقایسه خواهم کرد.
و اما خدمت خوانندگان عزیز وبلاگم که مایلند بدانند سرانجام پراید ما به کجا رسید عرض کنم که :
قرار شد بزودی پراید را تحویل دهم ، یک پراید صفر کیلومتر تحویل بگیرم و مبلغ چهارصد هزار تومان بابت تفاوت مدل به سایپا پرداخت کنم.
سایپا حق من را داد و از همینجا تشکرم را از این عزیزان اعلام می کنم
از جناب مهندس شفیعی جناب مهندس عسگری جناب مهندس حسینی جناب مهدوی و دیگر عزیزانی که نام آنها را نمی دانم.
دوست دارم یک بار دیگر در وبلاگم این سرود طنین انداز شود:
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنمپ.ن
پست های مرتبط قبلی
انتقاد از سایپا
اولین پاسخ سایپا به انتقاد من از این شرکت
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
January 2011December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولـــــــــين وبلاگ من
فیس بـــــــــــوک من
فتوبلاگ بلــــــــــــوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
ایرن
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
ویراسباز
خبرگزاری میراث فرهنگی
حکیم مهر
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا
مهر









