برخی از دوستان همچنان از...
برخی از دوستان همچنان از حال خواهرم و پسرش سوال می کنند،خدمت این مهربانان عرض کنم که خدا را شکر حالشان خوب است و به یاری خدا قرار است حدود ۴ هفته ی دیگر « دنی » را ببنیم ، این بار نه با وب کم، به ایران خواهند آمد. ضمنا" خواهرم هم متقابلا" به همه شما عزیزان سلام مخصوص می رساند.
این هم عکسهایی از « دنی » که قرار بود خوشگل بشه:)
عکس شماره یک ، عکس شماره ۲ ، عکس شماره سه ، عکس شماره چهار
و دیگر اینکه بزودی از بلاگفا اسباب کشی می کنم و در یک قالب دیگر خواهم نوشت تا از این درهم و برهم نوشتن نجات پیدا کنم.
با دوستی در باره ی این موضوع حرف می زدم. گفت: تو که ادعا می کنی وارد حریم خصوصی افراد نمی شوی چرا در باره ی این مسئله چنین برخورد می کنی؟
شرم آور،حیرت انگیز و ... خودتان ببینید!
گفتم این مسئله ای خصوصی نیست! این شکستن قبح است این ناسزا گویی به زن است این ضربه زدن به جامعه ی آسیب پذیر ماست که منتظر یک تلنگر است این با همان جملاتی که رفسنجانی چند سال پیش عنوان کرد و جامعه را به زشتی کشید فرقی ندارد! همان که:
« چه اشکالی دارد مردانی که توانایی! دارند و می توانند بیش از یک همسر داشته باشند همسرانی صیغه ای انتخاب کنند؟ » این جمله ی رفسنجانی روزهای اول شده بود نقل دهان برخی آقایان،به هر جمع و مهمانی ای که وارد می شدی همین بحث ها بود و آقایان قهقهه زنان این موضوع را عنوان می کردند و همسرانشان پاسخ های اینچنینی: برو بگیر من رو می ترسونی؟ ...
و این جریان کم کم از حالت شوخی و مزاح گویی تغییر شکل داد و خیلی از زندگی ها را به باد داد. روی برخی مردان را باز کرد تا حریم خانه را به لجن بکشانند.
به قول دوستی می گفت اینان با قُرم قُرم گفتن آدم را قرمساق می کنند! ( بلا نسبت حضار ) اما براستی در این حکومت آغاز هر حرکت زشتی با شایعه کردن آن آغاز می شود.
چندی قبل یکی از همسایگان قدیم ما نزد من آمدبا همسرش اختلاف داشت و به من زنگ زد که می توانم چند روزی خانه ی تو پنهان شوم؟...آمد.
دو پسر نوجوانش را در خانه گذاشته بودو به همراه دخترش آمد. دو روزی اینجا بود کمی آرام تر شد و از او خواستم که با همسرش تماس بگیرم و اطلاع دهم که خانم و دخترش به خانه ی ما آمدند.
وقتی تماس گرفتم این آقا به گفته ی خودش از نگرانی بیرون آمد و می گفت خوشحالم که به خانه ی شما آمده نه جای دیگر.
بعد از یکی دو ساعت ایشان هم به خانه ی ما آمد و شروع کردند به بحث و گفتگو من که احساس کردم همه ی تلاش من برای آرام کردن این زن بی نتیجه ماند زمانی که با مردش روبرو شد، از وی خواستم دقایقی من و همسرش را تنها بگذارد و او قبول کرد. دقایق شد حدود دو ساعت که من و همسر این خانم با هم حرف می زدیم گفتم:آقای ______ شما می دانید با صیغه کردن یک زن دیگر چه ضربه ی مهلکی به این زن زده اید؟ گفتم یک لحظه خودت را جای او بگذار اگر بشنوی همسرت با مرد غریبه ای رابطه دارد چه عکس العملی نشان می دهی!؟ چهره اش بر افروخته شد و من هم که همین را می خواستم ادامه دادم آقای _____ خواهش می کنم جواب من را بدهید چه برخوردی در چنین مواقعی خواهید داشت؟
گفت: همان برخوردی که همه ی مردان می کنند یا می کشتمش یا طلاقش می دادم با رسوایی !
گفتم : چرا فکر می کنید این موضوع برای زن باید جا افتاده باشد؟ چون قانونا هیچ کاری از دستش بر نمی آید!؟ اگر این است که زهی وجدان و انصاف!
گفت ما حالا یک کاری کردیم این خانم باید اینقدر موضوع را کش بدهد؟ گفتم می دانی هر بار نگاهش به شما می افتد زنی را با شما دست به گردن می بیند!؟ شما چه انتظاری دارید؟ و مرد سکوت کرد گویی چنان در افکاری که جامعه برایش ساخته بود غوطه ور شده بوده که تا کنون به این نکته فکر نکرده بود که زن هم آدم است احساس دارد شخصیت دارد...
و گفتم قوی ترین زن نمی تواند در این مورد بی تفاوت باشد اگر زنی را در چنین مواقعی بی تفاوت دیدید دو حالت دارد یا سر خودش جایی گرم است و یابا همه ی رنجی که می برد ممکن است سکوت کند شاید سکوتش برای این است که نمی خواهد در دهان این و آن جویده شود، له شود، مورد قضاوت قرار گیرد اما مطمئن باش همان زن قوی هم در خلوت خودش آه می کشد.
زمانی که گفت من از کمبود محبت چنین کاری کردم گفتم آیا زن هم حق دارد هر کمبودی را جای دیگری جبران کند!؟ چرا خود را کامل و بی عیب و نقص می بینید؟ یک بار از خودتان سوال کردید که آیا همسر من هم خواسته هایی دارد اما با زندگی با من به هیچکدام نرسیده!؟
...و سرش را پایین انداخت...
چند ویدیو کلیپ برای سلیقه های متفاوت.
خاطره انگیز و دلنشین :
دوست دوست ناراها .... آواراهون
کوچه سار شب با اجرای استاد محمد رضا لطفی
کسانی هم که از کارتون های تلویزیونی خاطره دارند به این آدرس سری بزنند.
دیدن این هم خالی از لطف نیست!
پ.ن . دخترم اعتراض می کند که چرا پست را تکمیل نکرده فرستادی!؟ گفتم وقت نوشتن نداشتم اما برای این امضا عجله داشتم همین!
لطفاْ لینک حمایت از فردوسی را امضا کنید از وبلاگ مهار بیابان زایی
پ.ن ۲
از کمیته ی نجات پاسارگاد تشکر می کنم به ویژه از خانم شکوه میرزادگی که نامه ی فوق را در صفحه ی اصلی سایت گذاشتند.
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
April 2010March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولين وبلاگ من
فیس بوک من
فتوبلاگ بلوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
انجمن جبهه طبیعت
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
بلاگ نيوز
اکسیـــــــر
پرژن کالچرز
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا









