نفرین ِ لک لک
پدر بزرگی داشتم آرام و صبور، قصه ها و حکایت هایی که برایمان تعریف می کرد چنان مجذوبمان می کرد که از دنیای اطرافمان دور می شدیم ،گویی دست ما را می گرفت و به هر سرزمینی که می خواست می برد ، مثل « بابا ابر ».
« بابا ابر » نام شخصی بود در برنامه ی رادیویی "کودک" که نقش" ابر "را بازی می کرد و روزهای یکشنبه به رادیو می آمد و به مجریان برنامه کودک می گفت :
همراه با بچه های توی خونه سوار ِ" ابر " بشین. سوار می شدیم و در خیال خودمان همراه با « بابا ابر » به آسمان می رفتیم . وهمه با هم می خواندیم :
« بابا ابر » تند تَرش کن تند تر و تند تَرش کن!
سپس « بابا ابر » با سرعت برق و باد در هوا می رفت و می رفت تا بر فراز شهری می رسید و ما هم بر پشت « بابا ابر » سوار!
وقتی بالای شهری می رسید همان بالا می ایستاد و برایمان می گفت:
اون شهری که زیر پامونه رو می بینید اون شیرازه ...اون اصفهانه ...اون... بدین ترتیب هر هفته به یک شهر سفر می کردیم و با مردم آن شهر و زندگی آنان آشنا می شدیم.
داشتم از پدر بزرگم می گفتم. او هر چه برایمان تعریف می کرد باور می کردیم و نکته های اخلاقی آن گفته ها را بی هیچ تذکری آویزه ی گوشمان می کردیم ، اصلا" تذکر نیاز نبود از گفته هایش می فهمیدیم که کجای کار خطاست.
چند روزی ست درونم آشوب است، نمی توانم بی اعتنا از کنار این جنایت بگذرم . هی دندان روی جگر می گذارم که حرفی نزنم اما نمی توانم! همین حالا هم آشفتگی ام از در هم و بر هم نوشتنم پیداست. شما ببخشید.
چندی قبل در وبلاگی که اتفاقا" نویسنده ی آن وبلاگ خواننده ی وبلاگم هم هست خواندم که:
اگر در این روزها با فیلمی از ... روبرو شدید شک نکنید! خود خودش است و نیز اضافه کرده بود : من این فیلم را دارم اما چون آبروی این دختر در میان است آنرا در وبلاگ نمی گذارم اما هر کدام خواستید ایمیل بدید تا براتون بفرستم!
مثلا" ایشان با آبروی این دختر بازی نکرده بودند!
گذشت... و آن اتفاقی که نباید بیافتد افتاد ! یکی از زشت ترین کارهایی که در این عمر دراز دیدم همین بود! برخی هم خواستند از قافله عقب نمانند لینک دادند ،آمار خوانندگانشان را بالا بردند! ... به چه قیمتی!؟ مهم نیست! اصل آن است که خبر داغ داشته باشیم! چکار داریم چه بر سر مردم می آوریم!؟
حال و روز آن دختر که معلوم است آن هم در چنین اجتماعی که زندگی می کنیم. من به واقع دلم می خواهد این روزها حال آن بی شرمی که دست به این کار زد را بدانم ! هدفش چه بود!؟ او به چه چیزی دست پیدا کرد!؟ راضی شد!؟ جالب است!نام خود را اشرف مخلوقات گذاشته ایم! ای ننگ بر ما باد!
هر کسی که فیلم را دید تف و لعنت برای پخش کننده ی این فیلم فرستاد!
خوشا به حال آن روزگارانی که به مسائلی پایبند بودیم خوشا آن زمانی که به دست انتقام روزگاراعتقاد داشتیم خوشا آن دورانی که به مکافات عمل معتقد بودیم ... خوشا آن زمانی که « آدم » بودیم!
یکی از حکایاتی که پدر بزرگم برایمان تعریف کرده بود را می نویسم ، حکایتی که چهل سال پیش شنیدم و هنوز که هنوز است وقتی یاد آن می افتم لرزه بر اندامم می افتد!
می گفت:
در محله ی ما دار و درخت زیاد بود و انواع پرنده ها هم بودند. یک جفت « لک لک » بر بلند ترین درخت محله مان لانه داشتند.
روزی از روزها تعداد زیادی لک لک به بالای آن درخت می روند و لک لک ها همه با هم به لک لک ماده حمله می کنند و تمام بدنش را تکه تکه می کنند و وقتی از مرگ حتمی او مطمئن می شوند می روند پی ِ کارشان.
اهل محل کنجکاو می شوند و از درخت بالا می روند می بینند یکی از جوجه هایی که از تخم بیرون آمده جوجه کلاغ است! و بعد معلوم می شود که پسر حاج غلامحسین روزی تخم کلاغی را در لانه ی لک لک ها گذاشته بوده و از آنجایی که لک لک های نر موجودات عجیبی هستند و خیانت از طرف لک لک ماده را نمی توانند بپذیرند بنابر غریزه شان لک لک های دیگر را خبر می کنند تا همه با هم لک لک َ ماده ی خیانتکار را از بین ببرند!
پدر بزرگم می گفت به سال نکشید که دودمان حاج غلامحسین به باد رفت همه شان یا مردند و یا آواره شدند ...
خوشا آنروزها که چنین اعتقاداتی بود...
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
April 2010March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولين وبلاگ من
فیس بوک من
فتوبلاگ بلوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
انجمن جبهه طبیعت
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
بلاگ نيوز
اکسیـــــــر
پرژن کالچرز
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا









