برای دُر دانه ام
برای تو می نویسم یگانه ی من .
برای تو که از روزی که چشم باز کردی و خودت را شناختی دانستی باید با موجودی کنار بیایی که نام سنگین" مادر "را به دوش می کشد.
آه که چه زود خودت را شناختی کودک من !خیلی زود !
برای تو که تنها مونس تنهایی ام بودی !
وه که چه مونس و همدمی بودی کودک ناز من .
برای تو که خنده ها و گریه هایت هستی ام را متلاطم می کرد ، می کند.
برای تو که حتی گریستن هایت را ثبت می کردم آنگاه در آغوشت می کشیدم اشکهایت را با گونه هایم پاک می کردم غافل از آنکه اشکهایمان در هم آمیخته و تو زود بغضت را در گلو حبس می کردی و به چشمانم خیره می شدی.
برای تو که گرمی نگاه معشوق را در نگاه تو خلاصه کردم .
وه که چه سوزنده بود !
به قمار بازی می مانم که از شوق بردن سر از پا نمی شناسد .
برای تو که خیلی زود رفیقم شدی خیلی زود .
دوست دارم زیباترین را برایت بنویسم .
که درخور تو یگانه ام باشد اما،
می دانم که می فهمی ام می پذیری ام آنگونه که تا به حال پذیرفته ای .
برای تو می نویسم که از داشتنت به خود می بالم.
برای تو می نویسم که از کودکیت تشنه ی دانستن بودی و افسوس می خورم چرا تو در دامان من ؟!
چرا؟!
اکنون که چون جوانه ای در کنار یک شاخه ی خشک و بی بر ، به بار نشسته ای .
می خواستم موفقیت این روزهایت را تبریک بگویم اما ، اندیشه ی والایت را مبارک باد می گویم چرا که اندیشه ات متعلق به امروز و دیروز نیست . که پی به ارزش خود بردی و تفکر و اندیشه ات را به فروش نگذاشتی . تنها به هدفت نگریستی و از مرزها عبور کردی .
اکنون روزهایی را به یاد می آورم که از من قول می گرفتی ، با شیرین زبانی هایت به من می گفتی غذا می خورم به شرطی که برایم کتاب بخوانی .
و زمانی که در آغوشت می کشیدم و کتاب را صفحه به صفحه ورق می زدم و برایت می خواندم و اگر صفحه ای را جا می انداختم با شتاب کتاب را می گرفتی و ورق می زدی و می گفتی :
اوناشو نخوندی اوناشو نخوندی !
تمام کتاب هایت را از حفظ بودی پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزی .
به یاد می آورم نوجوان بودی و گفتی الگوی من ، دایی ... بود . و او لبخند زنان در آغوشت گرفت و گفت : جوجه م از من آدم تر پیدا نکردی الگو ت بشه !
افسوس که او نیست این روزهایت را ببیند، افسوس !
نتوانستم آنگونه که باید برایت بنویسم ، وام می گیرم :
وام ،از دو عزیزی که دوستشان داری که دوستشان دارم .
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
January 2011December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولـــــــــين وبلاگ من
فیس بـــــــــــوک من
فتوبلاگ بلــــــــــــوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
ایرن
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
ویراسباز
خبرگزاری میراث فرهنگی
حکیم مهر
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا
مهر









