بهترین هدیه
یک سال پیش در ست در چنین شبی خواهرم از اروپا به ایران آمدو ما هم به فرودگاه رفتیم برای استقبال از این خواهر کوچیکه . تنها آمده بود و وقتی وارد سالن فرودگاه شد نمی دانست اول کدام ما را بغل کند از شوق اشک می ریخت .
به خانه آمدیم .ساعت حدود ۳ نیمه شب بود . خانم از قبل سفارش داده بودند که حتما" برای شام خورش قورمه سبزی درست کنم و من هم با عشق این کار را کردم .
به محض ورود به خانه من در تدارک کشیدن غذا بودم و خواهرم به اتفاق دخترم به اطاق دخترم آمدند . از من اصرار که صبح شده بیایید شام بخوریم و از خواهرم که چند لحظه صبر کن کار داریم . من عجله داشتم که او خورش مورد علاقه اش را بخورد و او عجله داشت که هر چه زودتر سر و سوغاتی که برایمان آورده بود را نشان دهد . بالاخره خواهرم و دخترم زورشان چربید که برای شام دقایقی صبر کنیم . از اطاق بیرون رفتم و چند لحظه بعد صدایم کردند . حرکات هر دو مشکوک بود اما گفتند این آهنگ رو گوش کن این آهنگ را گوش کن . به محض این که صدای موسیقی بلند شد دیوانه وار جیغ می زدم و همراه آهنگ شروع کردم به حرکاتی که بی اختیار از من سر میزد غافل از آنکه دخترم هم برای ثبت این لحظات دوربین را روشن کرده و از حرکات من فیلم می گیرد .
آهنگی بود که بیش از سی سال به دنبالش بودم و مانند گداهای سامره به هر کسی می رسیدم نشانی این آهنگ را می دادم و می گفتم سلمه سلمه عبدالحلیم را نداری؟..دریغ ...
عبدالحلیم حافظ ، خواننده آهنگساز ، رهبر ارکستر و بازیگر "مصری" که بیداد می کرد و می خواند ، هر کسی که خال میلی به موسیقی داشته باشد محال است او را بشنود و مجذوبش نشود .حیف زود مرد سرطان گرفت. او به واقع اعجوبه ای بود در عالم موسیقی عرب . از او چند کاست داشتم " موعود" زی الهوا " فال قهوه " . اما به واقع خواهرم برایم کاری کرد ،کا....ر.....ستا....ن . و همیشه از او ممنونم ممنون که همیشه به هر طریقی که شده پاسخ این نیازهای روحی مرا می دهد .او یک سی دی کامل از عبدالحلیم برایم آورد .
حالا که فیلم آنشب را می بینم که دخترم دزدکی از من گرفته بود ،می فهمم که این چند سال چه کشیده بودم و خودم خبر نداشتم . به محض شنیدن جیغ می زنم و سپس چشمانم را می بندم ومانند خود عبدالحلیم حافظ دستانم را تکان می دهم همانگونه که او در موقع رهبری ارکستر دستش را تکان می داد . و بعد از لحظاتی به طرف خواهرم می روم و با ریتم این موسیقی او را می بوسم و با دست ضربه به شانه هایش می زنم .
خواهرم این را برای هدیه ی تولدم آورده بود . یکی از ارزنده ترین هدیه هایی که به عمرم گرفتم .
امروز تولد من بود .
دخترم هم امروز تولدم را به یادم آورد . با شاخه های گل مریم و نرگس وهدیه ای زیبا . او نمی داند که خودش بهترین هدیه ی خلقت است که خداوند ۲۳ سال پیش به من اهدا کرد .
جا.....ن.......د......لم.....با این صد....ا.....ت
در پایان از دوست عزیزم هم تشکر می کنم برای آپلود کردن این آهنگ . او با این کارش به من نیرو داد تا تب و لرزی که داشتم را از یاد ببرم و این پست را تقدیم کنم . فرحبخش عزیزم ممنونم .
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
April 2010March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولين وبلاگ من
فیس بوک من
فتوبلاگ بلوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
انجمن جبهه طبیعت
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
بلاگ نيوز
اکسیـــــــر
پرژن کالچرز
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا









