خاطره ای از زنده یاد منوچهر نوذری
خبر در گذشت منوچهر نوذری در هیاهوی حادثه ای تلخ ...
با شنیدن خبر سقوط هواپیما حال و هوای همهء ما جور دیگری ست.
با این که به اینگونه حوادث تلخ عادت کرده ایم اما!
مگر دل از سنگ باشد که بتوان بی تفاوت از کنار این وقایع جانسوز گذشت .
با این که حوصلهء هیچ کاری را ندارم اما گفتم به یاد منوچهر نوذری هم چند خطی بنویسم .
خاطره ای از ایشان دارم مربوط به چند سال پیش.
فکر می کنم سال ۶۸ بود .
آن زمان ساکن اصفهان بودیم .
گروه" صبح جمعه با شما" که همان گروه نوذری و همکارانشان بود برای اجرای برنامه به اصفهان آمده بودند.
روز نیمهء شعبان بود که بلیط این برنامه را تهیه کریم و به "خانهء کارگر "واقع در خیابان چهارباغ بالا اصفهان رفتیم.
تعداد افراد گروهشان خیلی زیاد بود .
منوچهر نوذری و پریچهر بهروان مجریان برنامه بودند.
برنامه ای که اجرا می شد همان برنامه رادیویی صبح جمعه بود با این تفاوت که روی "سن " برای تماشاچیان اجرا می شد.
کاظمی ( خواننده ) به همراه ارکسترش برنامه ای اجرا کردند و پس از آن منوچهر نوذری و بهروان گفتند که می خواهیم مسابقه ای داشته باشیم و از تماشاچیان دعوت می کنیم تا در مسابقه شرکت کنند .
نوذری گفت : چون نیمهء شعبان است ، به نیت امام دوازدهم ،از آقایانی که شماره سمت راست بلیط شان ۱۲ هست دعوت می کنیم که تشریف بیاورند.
گروهی از خانمهای اصفهانی شروع کردند به غر زدن که پس ما خانمها چی؟!
بلیط دخترم شمارهء ۱۲ بود ، پدرش بلیط را گرفت و رفت روی سن.
۷/۸ تایی مرد جمع شدند و مسابقه آغاز شد.
یکی یکی باختند و رفتند نشستند ، پدر دخترم جایزهء مسابقه را برد!
یک شیشه عسل ! و یک حوالهء دریافت ضبط صوت ( باید از نمایندگی تحویل می گرفت ).
عسل و حواله را گرفت و آمد نشست.
برنامه با موسیقی ادامه پیدا کرد و سپس نوذری گفت :
از خانم هایی که شماره سمت راست بلیط شان ۱۲ هست دعوت می کنیم تا در مسابقه شرکت کنند.
من هم بلافاصله بلیط پدر دخترم را که همان بلیط دخترم باشد :)) را گرفتم و سریع رفتم روی سن.
هر چه ایستادم هیچکس دیگر روی سن نمی آمد.
نوذری هم مرتب می گفت : پس خانمها چرا شرکت نمی کنید؟ یعنی جایزه این خانم را بدهیم برود؟ هیچ رقیبی برای ایشان نیست؟
من آرام نزدیک گوش نوذری ،گفتم هر چه شماره ۱۲ بود آقایان گرفتند و آمدند بالا بلیط شماره ۱۲ باقی نمانده!
نوذری چشمهاش را ریز کرد و نگاهم کرد و گفت الحق که اصفهانی هستی ! گفتم اراکیم !! خندید و گفت اوه اوه اوه دیگه بد تر!
سپس اعلام کرد که اشتباهی صورت گرفته و درست نیست این خانم را برگردانیم ! خانم ها می توانند بلیط همراهانشان را بگیرند و در مسابقه شرکت کنند .
آمدند، حالا بماند که کم مانده بود اعتراض های مردم برنامه را به هم بریزد ، نوذری سر و ته قضیه را جفت و جور کرد و مسابقه آغاز شد.
یکی یکی خانمها می باختند و می رفتند می نشستند ...
یادم هست آخرین مرحلهء مسابقه به این شکل بود که از من پرسید یک حرف از حروف الفبا را نام ببر !
من هم گفتم: " ق "
بهروان تند و تند از من سوال می کرد و باید سریع پاسخ می دادم .
هر سوالی که می پرسید باید کلمه با حرف " ق " شروع می شد :
نامت چیست؟ گفتم " قلی "
چه غذایی ....: قورمه سبزی
با چه وسیله ای شکار می کنی ؟... قیچی .
...
من و بهروان تند و تند می گفتیم و نوذری هم سعی داشت من را به شکلی دستپاچه کند ، این شگرد مسابقه بود.
بالاخره مسابقه را بردم و جایزه هم یک روسری و یک حوالهء چرخ گوشت.
آمدم نشستم اما خدا روز بد نصیب هیچ کافری نکند.
تمام تما شاچی ها علیه ما شده بودند و غر غر می کردند.
وقتی برنامه به پایان رسید از درب خروجی که خارج می شدیم فحش و نفرین بود که حوالهء ما می شد.
این بود خاطره ای که من از این زنده یاد داشتم .روحش شاد .
از آتش عشق هر که افروخته نيست
با او سر سوزنی دلم دوخته نيست
گر سوخته دل نهای زما دور که ما
آتش به دلی زنيم کو سوخته نيست
تماس
minoo.saberi [at ] gmail [dot] comترانه های خاطره انگیز دانلود کنید اما لطفا ترانه درخواست نکنید
ژولیت دردریان به آسمان پرواز کرد!
بايگاني آهنگهاجستجو
بايگاني ماهانه
January 2011December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
سايتها
سایت صدف فراهانیوبلاگ صدف فراهانی
اولـــــــــين وبلاگ من
فیس بـــــــــــوک من
فتوبلاگ بلــــــــــــوط
لغتنامه دهخدا
کانون دوستداران حیوانات
دکتر هومن، دامپزشک
انجمن حمایت از حیوانات
ایرن
سبزپرس
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
ليست وبلاگهای به روز شده
شکوه میرزادگی
اسماعیل نوریعلا
کميته ي نجات پاسارگاد
iranold
ویراسباز
خبرگزاری میراث فرهنگی
حکیم مهر
فریدون فرخزاد
گل آقا
بالاترين
گویا
مهر









